انگار که خود را گم کرده ام در میان این شلوغی و غم های ...
انگار که خود را گم کرده ام در میان این شلوغی و غم های بیش از اندازه..
هرچه میگردم خود را نمیابم و این عذابم میدهد.انگار فقط به تماشا نشسته ام و منتظرم تا کسی از من کمک بخواهد ولی خود نمیتوانم به داد خود برسم،سخت است فهمیدن حرف هایم..فقط خسته ام و غم زده و هرچه به پشت درهای تازه نگاه میکنم چیزی با این طرف در فرقی ندارد.همه جا غم ساکن است!
_در آرزوی شادی
«من نوشت»
«ر.کاف»
هرچه میگردم خود را نمیابم و این عذابم میدهد.انگار فقط به تماشا نشسته ام و منتظرم تا کسی از من کمک بخواهد ولی خود نمیتوانم به داد خود برسم،سخت است فهمیدن حرف هایم..فقط خسته ام و غم زده و هرچه به پشت درهای تازه نگاه میکنم چیزی با این طرف در فرقی ندارد.همه جا غم ساکن است!
_در آرزوی شادی
«من نوشت»
«ر.کاف»
- ۱۰.۲k
- ۲۹ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط