زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم برداشت.

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم برداشت.
گفتم:سلام،بده مامان
گفت:داله گلیه می تونه :
گفتم:بابات کجاست؟
گفت:داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.
گفتم:داداش؟گفت:اونم لفته بیمالستانالو بگلده.
بلندگفتم:چی شده؟
گفت:من گم شدم
گفتم:مگه الان کجایی؟
گفت:زیل تخت
دیدگاه ها (۲۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_66#اهورایک ماهی گذشته بود که...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

فیک تهیونگ

تک پارتی

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

رمان

مطلب رو بخونید جالبه

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

😰کشف حجاب مرد ٥٢سالهدمش گررررررمممممم🤣سلامبنده ۵۲ سالمه امرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط