از قافله جا ماندمـ ...

از قافله جا ماندمـ ...
سالها پیش

جا ماندمـ ...

زندانی این روزگار زشت شدمـ

روزگاری که نه از جنس من است...

نه از برای من...

چه رسمیست دنیا؟!

از گردشش می نالیمـ می نالیمـ

وروز زمین گیر شدنمان را جشن می گیــــــریمـ !!

نمی دانم

قلمم زیر بار دردها ترک برداشته کمرم خم شده؟!!

با این حال

هنوز هم به دوست لبخند میدهم

وگاه زود به زود قهقهـــــه بلند سر میدهم

و لاپوشان می کنمـ دردمـ را آنچه درونمـ متلاطم است...

و امروز دوباره آغــاز غربت نشینی ام است

پس ...
به رسمـ عادت تولدمـ مبارک ...
دیدگاه ها (۱)

از قافله‌ ی، جا ماندمدرست بیست و چند سال پیش، ماندم ...زندان...

از قافله جا ماندم درست شانزده سال و چند ماه مان...

از قـافلـه جــا مــانـدمدرست سال ها پیش،جـــــا مـاندم... ز...

از قـافلـه جــا مــانـدمدرست سال ها پیش،جـــــا مـاندم... زن...

اَز قافِله جا ماندَم.. دُرُست چَند سالِ پیش.. زِندانیِ این ر...

از قافِله جا ماندمدرست چند سالِ پیشزندانیِ این روزگارِ زشت ش...

تو این مدت نزدیک ۲ سال و چند ماه دوستای مجازی زیادی پیدا کرد...

سلام حسین جانکربلا نرفتن سخت است…کربلا رفتن سخت تر!تا نرفته ...

اختلاف قدی مدنظرم : 💕🥲#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط