گوش نکن...

گوش نکن...
تو هم مانند من درگیر میشوی
گوش‌هایت را بگیر
مبادا بشنوی، رژه مدامِ این عقربه‌ها
طلسم میشود هر کس
دل سپرد به دل این ثانیه‌ها
کارشان می‌دانی چیست؟؟؟

به رخ کشیدن خاطره‌ها
در نبودش هی مدام می‌کنند تکرار
یادش بخیر در ان روزهای رفته
در این ساعت
کسی بود اینجا...
بی‌رحم تر از عشق بی‌فرجام
این ساعت و عقربه ها هستن
با هر بار گردش خود
می‌گیرند از تو جان

#فرهادفرهادی
دیدگاه ها (۱)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

مافیای من

بسم اللهیکی از فضیلت‌های کمتر دیده‌شده در ، نرمال‌بودن است؛ ...

پارت ۵

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

p17

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط