پارت 8 دلباختهـــ

پارت 8 دلباختهـــ
تهیونگ داد زد
_ا. ت یه نوشیدنی بیار بجز شراب
+چشم ارباب

رفتم از یخچال توت فرنگی و شیر و شکر برداشتم ریختم تو مخلوط کن و یکم گردو خرد کردم و ریختم توش و مخلوط کن رو روشن کردم یخورده یخ هم ریختم توش یه نی گذاشتم و رفتم سمت اتاقش

‌تق تق
_بیا تو
+بفرمایید
_این جیه
+هوم شیک توت فرنگی
_تاحالا نخوردم
+امتحان کنید مطمئنم خوشتون میاد
_اگه بد بود رو سرت خالیش میکنم
+چشم(خنده)
_اهم.. چیزهه.. خوشمزست
+ممنون🙂با اجازه من رفتم
_تو میری و کتابخونه رو تمیز میکنی
+چشم
_در حال گرد گیری. بودم که گوشیم زنگ خورد
(مردیکه پشت تلفن)
+الو
*چه با ادب شدی
+اوپاااااااا

که یهو تهیونگ از بالای پله ها اومد و چپ چپ نگام می‌کرد

+اوپا چرا بهم زنگ زدی
*اومدم کره
+وای برگشتی
*آره میخوام ببینمت
+فکر نکنم بتونم ببینمت
*منتظرتم منو بچه ها فردا ساعت 7 عصر بار
+اوکی یه کاریش میکنم
*پس میبینمت خداحافظ
+بای

+ارباب جونم میشه دوستمو فردا ببینم
_نه
+ارباب 2 ساله ندیدمش بخدا
_منم باید باهات بیام
+خوب بری بگم چکارمی
_پارنتر
+عوففف باشه
_کی
+فردا ساعت 7 عصر
_اوکی
*******************
حمایت یادتون نره!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
دیدگاه ها (۶)

پارت 9دلباختهـــفلش بک به فردا ساعت 6ساعت 6 بود رفتم اتاق ته...

پارت 10 دلباختهـــ_میخوای ثابت کنم*ثابت کن ببینماز اینکه بخو...

پارت 7دلباختهـتهیونگ برگشت_ا. ت، مامان+بهتون گفته بودم که ثا...

پارت 6 دلباختهـیهو بغضم ترکید رفتم سمت اتاقم کلی گریه مردم ب...

first love

شاگرد لوس منپارت 2 ویو بادیگارد؛شماره ای که اقای جئون گفت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط