هرگز فکر نمی کردم

هَرگِز فِکر نِمی کَردَم
کَسی بِتَوآنَد آنقَدر شَبیهَت بآشَد👐
تآ اینکِه روزی دَر میآنِ صُحبَت و خَندِه هآیِ بُلَند،
کَسی رآ بآلآیِ پِله هآ دیدَم°
کَسی کِه بسیآر شَبیهَت بود▪
نآگَهآن حَرفَم قَطع شُد،
دیگَر صِدآیَم دَر نیآمَد°
نَفس هآیَم کوتآه و شِمُرده شِمُرده شُد👣
چَشمآنَم نِمی خوآستَند بِه اندآزه ی یِک پِلک زَدَن هَم،
دیدَنَش رآ از دَست بِدَهَند...
قَلبَم دَرد گِرفت،
تیر کِشید•
تَپیدَنَش سُرعَت گِرِفت~
هَمآن موقِع،
هِزآرآن دیوآنِه دَر من بیدآر شُدَند...
دیوآنِه هآیی کِ خود رآ بِه دَر و دیوآر وجودَم میزَدَند~
نآخُن هآیِشآن رآ دَر قَلبَم فُرو می کَردَند و بِه سَمتِ چَشمآنَم حُجوم می آوردَند~
کَسی پُرسید: خوبی؟!•
وَ چِقَدر سَخت بود،
آرآم کَردَنِ هِزآر دیوآنِه...
تآ بِتَوآنَم بآ لَبخَندی تَلخ،
دَر جَوآب بِگویَم:
"چیزی نیست...
مَن؛
خوبَم..."

#sadaf_ab
#sd_ab
#♥ ️
دیدگاه ها (۴۱)

نِمیدآنَم از کِیاز کُجآ بود کِ دِلَم،هِی گِرِفت و هِی گِرِفت...

تو مَربوط بِه گُذَشتِه ای~گُذَشتِه ای کِه هیچگآه نَگُذَشت°گُ...

وآرِدِ اتآق کِه می شَوی~جآیِ دَستی•رویِ شیشه ی خآک گِرِفتِه ...

مَثلآ تو وِرژِن بَعدیِ تِلِگرآم برآ فَردِ مُقآبِل پَیآم بِره...

و در تمام این مدت، کیونگ روی پشتم میسوخت. گاهی اسمم را زمزمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط