به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما

به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما

چه رازی می‌توان خواند از نگاه سرد خاموشی

چه می‌پرسی رهی از داغ و درد سینه‌سوز من؟

که روز و شب هم آغوش تبم با یاد آغوشی
دیدگاه ها (۱)

باران هم اگر می‌شدیدر بین هزاران قطرهتو را با جام بلورینی می...

کجاست عشقکه درمانده‌ام به چاره ی دل ؟

در ببندید وبگویید که منجز از او از همه کس بگسستمکس اگر گفت چ...

گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگرد کاش بعد از رفتن او پای ...

توی راهرو های هاگوارتز صدای خنده های آشنایی پیچیده.صدای قدم ...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط