گرگ روزگآر بودم ...

گرگ روزگآر بودم ...
شغال ها هم ، جرأت رویآرویے با مڹ را نداشتند ...
حآل ڪہ توبہ ڪرده ام ...

آهوها  هم ، برآیم خط و نشاڹ مے ڪشند...

درست است ڪہ  توبہ ڪرده ام ...
امآ بہ آهوها  بگوئید در قلمرو من با احترام عبور ڪنند ...
مگر نمے دآنند ڪہ ،

توبہ گــــــــــــــــــــــــــــــرگ مــــــــــــــــــــــــــــــرگ است !!!
دیدگاه ها (۱)

با سلام خدمت همه دغدغه مندان خواستم یک تجربه رو بازگو کنم دا...

گرگ روزگآر بودمشغال ها هم ، جرأت رویآرویے با مڹ را نداشتند ....

گرگ روزگآر بودم ...شغال ها هم ، جرأت رویآرویے با مڹ را نداشت...

گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتندحال...

گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتندحال...

گرگ روزگار بودیم شغال هاهم جرات رویارویی با مارا نداشتندحال ...

گرگ روزگار بودیمشغال ها هم جرات رویارویی با ما را نداشتندحال...

گرگ روزگآر بودم..شغآل هآ هم جرأت رویآرویی بآ ما رآ ندآشتند.....

⇦من گرگ روزگار بودم شغال هاهم جرات رویارویی با من را نداشتند...

گرگ روزگار بودم....شغال ها هم جرات رویا رویی با من را نداشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط