آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part29

آروم چشاشو باز کرد
منو که دید محکم بغلم کرد

با بغض گفت:ببخشید همش تقصیر من بود غلط کردم خدایااا حالا چیکار کنم

اشکمو از رو گونم کنار زدم و صورتشو گرفتم توی دستم

من:این حرفا چیه که داری میزنی
تقصیر خودم بود اصن،اصن مهم نیست کیمیا جونم خودت خوبی

کیمیا:یعنی چی که مهم نیست نفس
من انتقامتو میگیرم ازش آشغال عوضی

من:بس کن من دارم میرم خارج پس مهم نیستم الان تو مهمی کیمیا توو
لازم نیست کاری کنی خودم یکاری میکنم تو فکر انتقامو اینا نباش

بلند شدم و کیفمو برداشتم
باید برم خونه داداشم بعدش میام همچیو برات تعریف میکنم

سری تکون داد سریع درو باز کردمو و از خونه زدم بیرون

به ماشین نگاه کردم که همونجا خشک شدم روی BMWسعیددد ی خط بزرگ سرتاسری افتاده بوددد

حالا چجوری بهش میگفتم
سریع سوار شدم و رفتم سمت خونه ی داداشم

حالا اگه بفهمه چی میشه ازم بیشتر متنفر میشه ای خدااا

اشکامو کنار زدمو ترمز دستیو کشیدم زنگ درو زدم که داداشم در حیاطو باز کرد

لبخندی زدم اخمی کرد

نیما:کجا بودی تا حالا؟
چشات چرا قرمزه چرا صورتت اتقد داغونه

من:اممم چیزه داداشی میگم کع من میدونی چیه من ماشینو... ..

منو از جلوی ماشین زد کنار و هنگ کرد

نیما:برو کنار ببینم چه گوهی خوردی

من:داداش توروخدا به سعید هیچی نگو توروخدا

نیما:سوییچو بده منو و برو بالا سرگرمش کن داره اماده میشه بیاد پایین

سریع سوییچو پرت کردمو وارد خونه شدم

سعید:چرا قیافت اینجوری شده تو؟
چرا چشات قرمزه،لبات بی رنگ و خشک شده

چشاشو ریز کردو اومد جلوترکه... ..
دیدگاه ها (۲)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part9نیما:الوومن:الو نیما هیچ معلوم هس کدوم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط