در شعرهای من، سخن از اسم‌تان نبود

در شعرهای من، سخن از اسم‌تان نبود
پنهان شده میان سه تا نقطه بود و هست
من مثل مَرد، لای غزل گریه می‌كنم
خون روی اشک، می‌چکد از دیده‌ی تَرَم
.
از بوسه‌هایتان به من اصلا نمی‌رسد
سهم من از شما دو سه خط شعر بود و بس
لعنت به مثنوی كه كمی عاشقت نكرد
لعنت به بیت، بیتِ غزل‌های دفترم...
دیدگاه ها (۱)

ولي آدم باید یھ نفرو داشتھ باشھکھ بتونھ بهش بگھ :ببین من حال...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

شاید نبود قدرت آنم ک در سکوتاحساس قلب کوچک خود را نهان کنم.....

⁦🚶🏻‍♀️⁩

سناریو از دشمنان تا عاشقان

رقص سایه‌ها | پارت ۱۳: شکستنِ مهرِ سکوتتنش میان تهیونگ و جون...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

بودنت را گشته ام من لابه لای دفترماز تمام ِ شعرهای دفترم عاش...

با من شروع می شود از ابتدای بیت با واژه ها قدم به قدم پا به ...

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم بهر این دیوانه دل گیتار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط