گل لیلیوم پارت ۳

گل لیلیوم پارت ۳
یک هفته بعد ، روز قبل از مسابقات رزمی
دید آنیا
همین الان قبل از مسابقات بهم یک ماموریت جدید دادند عیبی نداره مثل تمرین می مونه دیگه
همین ماه پیش بود که منم به گاردن اضافه شدم
فلش بک به ماه پیش
ذهن مامان رو خونم
یور (بهم یک ماموریت جدید دادند امشب باید برم توی متروکه ی فلان فلان فلان )
بعد یک دفعه آنیا = 🤯🤯🤯🤯
من همین دیروز توی ذهن یک بنده خدایی خوندم که توی آدرس فلان فلان فلان یک بمب می زارن و فرار می کنند باید جون مامان رو نجات بدم
اون شب
از دید یور : خوب من رسیدم ولی کسی اونجا نیست البته یک احساسی دارم که دو نفر هستند ولی کجا؟ قرار بود من با صد ها سرباز بجنگم !؟
دید من
آنیا در این لحظه
واااای ۱۰ . ۹ .۸
بدو بدو بدو
۷ . ۶ .۵
واااااااای
۴ . ۳ .۲
و بمب خنثی شد
خدایا شکرت که دایی یوری بهم خنثی کردن بمب رو یاد داد
البته فکر کنم از اون روز به بعد من‌ رو یک خل و چل ببینه
یک دفعه یک نفر دستمالی جلوی دهنش گذاشت و آنیا خوابش برد
وقتی بیدار شد ...
توی باغ (گاردن) بود
اون شخصی که گاردن برای کمک به یور فرستاده بود:۱
رئیس گاردن هم گاردن
۱. این رو پیدا کردم ، همین دختر بچه بمب رو خنثی کرد
گاردن . واقعا ؟
۱.بله
گاردن.  فکر کنم بیدار شدی
بهم بگو کی هستی ؟
و آنیا قضیه ی تلوپاتی(اگه درست نوشتم) بودنش رو گفت و همه چیز (البته درباره ی لوید هیچی نگفتا🤐 )
رئیس گاردن هم بهش پیشنهاد کرد عضو گاردن بشه (خدا وکیلی کی به بچه ی ۶ ساله پیشنهاد میکنه قاتل شه 😑)
اون هم گفت : واااااای قاتل بودن به نظر خیلی باحال میاد 🤤😌🥳🙃🥜
رئیس گاردن:باید واسه ی خودت یک اسم کد انتخاب کنی
آنیا:بادوم زمینیییییی🥜🥜🥜🥜🥜🥜
رئیس : اسم کد خوبی نیست
آنیا: مطمئنییییییییییی🧋🥜👅
رئیس : بله
آنیا : باش پس اسم کد من هستتت گل لیلیوم 🌺
دیدگاه ها (۰)

گل لیلیوم پارت ۲وایز در واقع صلح جهانی رو در کمک کردن به دان...

گل لیلیوم پارت ۱آنیا! آنیاااااااا! پاشو دیرت شده آنیا:آخ آخ ...

تو منو دوست داری ؟پارت ۶ویو انیامن توی ماشین منتظر دامیان که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط