باز عاشقانه میسرایمت

باز عاشقانه میسرایمت
چشم در چشم...
پهلو به پهلو ...
کنار ِخیالت هم آغوش خاطره ها ...عریان تر از همیشه می خواهمت...
باز برای ساعتی
کنار ِ خواب ِ چشمانت
آرام می گیرم
سحر را دور می کنم از آغوشت ...یاسین ِ نفسهایت روی تنم میلغزد ...و به جانم مینشیند...
حضرت ِ آغوش
باز من و شب و خیالت همبستریم ...

#آزاده_کج_کلاه
دیدگاه ها (۱)

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

[تکپارتی]......صدای نفس های ارام و منظم جونگکوک اتاق را پر ک...

....پارت بیستم....

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پروانه جان

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

......پارت هفتم......

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط