⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬
⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬
𝑃𝑎𝑟𝑡 14
.................
نویسنده:«لارا خداحافظی کرد و با سوشی رفتن به سمت شهر بازی پیش لونا و ا.ت»
............
(ویو شهر بازی)
+سلام لونا سلام ا.ت
_^سلام
+امم چیزی شده؟
_نه فقط اینکه خانوم بالا نیم ساعت دیر کردی (با یه حالت عصبانی)
^چرا دیر کردی
+امم ببخشید سرم شلوغ شد
^مگه چیکار داشتی
_یعنی کتابخانه اینقدر طول میکشه
+نه خوب یه لحظه با جیمین برخورد کردم و نیاز به یه کتاب داشت و میخواستم بهش بدم
_اوووو
^آره
_لارا عاشق شدن
^😅
+نه اینطور نیس
_لارا عاشق جیمینه
+نهههههه
_چرا
^عهههه بسه دیگه چرا مثل بچه دوساله رفتار میکنید بیاید بریم دیگه
+_باش بریم
_امم ببخشید
+اشکال نداره😂
.........
^خواب کدوم رو بریم
+امم نمیدونم
_بریم اتاق فرار
^نه اونجا خیلی ترسناکه
_بریم خیلی حال میده
^آخه..
+بیا بریم مشکلی پیش نمیاد
_بریم
^باش بریم
............
نویسنده:«اونا رسیدن اونجا و بلیت خریدن و خواستن برن داخل که....»
_اوه سلام کوک
جونگ کوک=اوه سلام لونا(-نشان کوک)
_سلام کلارا
کلارا=سلام
^+سلام
×خواب شما اینجا چیکار میکنین
^خواب معلوم نیس داریم میریم اتاق فرار
تهیونگ=سلام به همه(~نشان تهیونگ)
_اوه سلام تهیونگ
^+سلام
سوفیا=سلام
+^سلام
_بچه ها اینا دوتا دیگه از آشپز های خفنمون هستن البته کوک هم هست
-ممنون
_😊
مدیر اونجا=خواب دوستان گرامی به گروه های دو نفره تقسیم تون میکنم برید توی هر اتاقی که گفتم. خواب شما دوتا(لونا و کوک)شما و(ا.ت و تهیونگ)شما و(جیمین و لارا)و شما(کلارا و سوفیا).
کلارا=چی من میخواستم برم پیش جیمین
مدیر اونجا=ببخشید ولی نمیشه
کلارا=اما......
صدای توی میکروفون=در ها تا ده ثانیه ی دیگر باز میشد، 1، 2، 3، 4......خوش آمدید به اتاق فرار
...............
نویسنده:«اونا وارد اتاق هاشون شدن و شروع کردن دنبال گشتن کلید»
..............
(ویو اتاق کوک و لونا)
..............
_
پارت چهاردهم خوب شده؟ 🥺
𝑃𝑎𝑟𝑡 14
.................
نویسنده:«لارا خداحافظی کرد و با سوشی رفتن به سمت شهر بازی پیش لونا و ا.ت»
............
(ویو شهر بازی)
+سلام لونا سلام ا.ت
_^سلام
+امم چیزی شده؟
_نه فقط اینکه خانوم بالا نیم ساعت دیر کردی (با یه حالت عصبانی)
^چرا دیر کردی
+امم ببخشید سرم شلوغ شد
^مگه چیکار داشتی
_یعنی کتابخانه اینقدر طول میکشه
+نه خوب یه لحظه با جیمین برخورد کردم و نیاز به یه کتاب داشت و میخواستم بهش بدم
_اوووو
^آره
_لارا عاشق شدن
^😅
+نه اینطور نیس
_لارا عاشق جیمینه
+نهههههه
_چرا
^عهههه بسه دیگه چرا مثل بچه دوساله رفتار میکنید بیاید بریم دیگه
+_باش بریم
_امم ببخشید
+اشکال نداره😂
.........
^خواب کدوم رو بریم
+امم نمیدونم
_بریم اتاق فرار
^نه اونجا خیلی ترسناکه
_بریم خیلی حال میده
^آخه..
+بیا بریم مشکلی پیش نمیاد
_بریم
^باش بریم
............
نویسنده:«اونا رسیدن اونجا و بلیت خریدن و خواستن برن داخل که....»
_اوه سلام کوک
جونگ کوک=اوه سلام لونا(-نشان کوک)
_سلام کلارا
کلارا=سلام
^+سلام
×خواب شما اینجا چیکار میکنین
^خواب معلوم نیس داریم میریم اتاق فرار
تهیونگ=سلام به همه(~نشان تهیونگ)
_اوه سلام تهیونگ
^+سلام
سوفیا=سلام
+^سلام
_بچه ها اینا دوتا دیگه از آشپز های خفنمون هستن البته کوک هم هست
-ممنون
_😊
مدیر اونجا=خواب دوستان گرامی به گروه های دو نفره تقسیم تون میکنم برید توی هر اتاقی که گفتم. خواب شما دوتا(لونا و کوک)شما و(ا.ت و تهیونگ)شما و(جیمین و لارا)و شما(کلارا و سوفیا).
کلارا=چی من میخواستم برم پیش جیمین
مدیر اونجا=ببخشید ولی نمیشه
کلارا=اما......
صدای توی میکروفون=در ها تا ده ثانیه ی دیگر باز میشد، 1، 2، 3، 4......خوش آمدید به اتاق فرار
...............
نویسنده:«اونا وارد اتاق هاشون شدن و شروع کردن دنبال گشتن کلید»
..............
(ویو اتاق کوک و لونا)
..............
_
پارت چهاردهم خوب شده؟ 🥺
- ۳۲۷
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط