پارت

پارت ۲۷
ویو ات
گفت مجبوریم پیاده بریم منم نمیدونستم چرا برای همین دوییدیم خیلی تند
باعث شده نزدیک خونه بشیم پس سریع تر دوییدیم ک پام پیچ خورد(اصن عالی)‌تهیونگ کمکم کرد بلند شدم دید نمیتونم خوب راه برم کولم کرد و دویدیم رسیدم من و برو تو اتاقم رفت بیرون در اتاقم رو قفل کرد فازش چیه؟
ویو تهیونگ
وقتی ک رسیدیم خونه ات رو بردم تو اتاقش در و قفل کردم باید بفهمم تو اون رستوران چ خبره چون چند تا از کارمندام اونجا بودن
((فلش بک ب رستوران))
رفتم اونجا کارمندام نبودن دیگه ترسیده بودم داشتم بر می گشتم سمت خونه دیدم پلیسا دم در خونمن وای نه باید برم اما ات و یجی چی میشن دیگه محبور بودم برم ی بهونه میارم دیگه
تهیونگ:سلام....وقت بخیر چیزی شده
$:سلام....اینجا خونه ی کیم تهیونگه؟
تهیونگ:کیم تهیونگ ک خودمم اتفاقی افتاده
$:شما بازداشتید
تهیونگ:برای چی؟
$:به ما گفته شده ک شما آدم کشتید
تهیونگ:چی....من؟
$:بله جناب کیم تهیونگ رئیس مافیا
تهیونگ:چی مافیا؟
$:بله
تهیونگ:ببخشید اما ب یک مافیا میخوره همچین لباسی بپوشه(عکسشو گذاشته بودم)
$:در هر صورت فک کنم باید خونه رو چک کنیم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷)

لباس های ا/ت و تهیونگ در دنیای ناعادلانه

+چرا داری از خنده میمیری؟اون فقط ی ویدیوعهاون ویدیو:

رمان:استاد جذاب منپارت:چهارما/ت:چقدر گیر میدی..اهتهیونگ:جواب...

رمان:استاد جذاب من پارت:سوم(سعی کرد سوال رو حل کنه،اما چون گ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓عشق مافیاویو بورامبا جیمین رفتم خونش فردا باید میرفتم ...

گل وحشی منپارت ۱ ساعت ۷:۴۰ویو ات حیح امروزم مثل همیشه باید م...

گل وحشی منپارت ۲پدر ات: خفهههه شوووو...دختره ی هرزههه (و یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط