باور نمی کنی که بگویم حکایتی

باور نمی کنی که بگویم حکایتی:
با هر نگین اشک
به چشم تر منی
هر جا که عشق هست و صفا هست و
بوسه هست
در خاطر منی

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
پنداشتی که نور تو خاموش می شود
نه، ای امید من !
دیوانه توام
افسونگر منی
هر جا به هر زمان
در خاطر منی ...

دیدگاه ها (۱)

مینویسی مراواژه به واژهمیخوانم تو را دیوان به دیوانمینوسی ام...

"تــــ♥ ــــو"کـــــنــارم بـــاش ...مـــــن ،تمـــآم شــب ...

مرا از حبس آغوشتچه اصراری به آزادی؟،برای ماهیان تُنگ آزادی گ...

دلم تو را میخواهد نه برای رسیدن به آغوشت فقط جرعه ای ازآ...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

fallible love(عشق خطاپذیر)

ضعف درنگاه:P:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط