هر کجا جامی ز عشق آمد بدستت نوش کن

هر کجا جامی ز عشق آمد بدستت نوش کن
هــر که میگوید سخن از مهــربانی گوش کن

قلـب عاشق بوستان پُـر گُل و پُر آرزوســت
تا توانی گرد این گلشن بگرد و بوش کن

بی تعلق از مسیر زندگی باید گذشت
از می آزادگی جان و دلت مدهوش کن

عشق در دامن هستی روح و جان زندگیست
دل اگر داری دلت را عاشق پر جوش کن

زندگی لیلاست این معشوفه را از خود بساز
شادی و شور و شر و بار غمش بر دوش کن
دیدگاه ها (۲)

هر کجا جامی ز عشق آمد بدستت نوش کن هــر که میگوید سخن از مهـ...

هر کجا جامی ز عشق آمد بدستت نوش کنهــر که میگوید سخن از مهــ...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کنهــر که میگوید سخن از م...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن...هــر که میگوید سخن ا...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کنهــر که میگوید سخن از م...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن...هــر که میگوید سخن ا...

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط