نگاهم را ساده نگیر
نگاهم را ساده نگیر
گاهی حرف دارد
گاهی درد دل
نگاهم را گاهی چون آب بنوش
پاک و زلال است نترس
خورده شیشه ای در آن نیست
گاه انعکاسیست در آن، از ترک های دلم
بدان فاصله ی زیادی نیست
بین نگاه و افکارم، تا قلبم، تا احساسم
اما فاصله دارد نگاهم با زبانم، تا بیانم
نگاهم گاهی دهان میشود
فریاد میشود
دوستت دارم هایی را موج میزند
و التماسی را به ساحل چشمانم می آورد
نگاهم گاهی بیمار میشود، خمار میشود
بیمار نگاه تو
خمار لبخند تو
و خلاصه از نگاهم ساده نگذر
بیچاره این نگاه، گاهی جورِ زبانی زبان نفهم را سخت میکشد
نگاهم را دریاب
گاهی حرف دارد
گاهی درد دل
نگاهم را گاهی چون آب بنوش
پاک و زلال است نترس
خورده شیشه ای در آن نیست
گاه انعکاسیست در آن، از ترک های دلم
بدان فاصله ی زیادی نیست
بین نگاه و افکارم، تا قلبم، تا احساسم
اما فاصله دارد نگاهم با زبانم، تا بیانم
نگاهم گاهی دهان میشود
فریاد میشود
دوستت دارم هایی را موج میزند
و التماسی را به ساحل چشمانم می آورد
نگاهم گاهی بیمار میشود، خمار میشود
بیمار نگاه تو
خمار لبخند تو
و خلاصه از نگاهم ساده نگذر
بیچاره این نگاه، گاهی جورِ زبانی زبان نفهم را سخت میکشد
نگاهم را دریاب
- ۱.۹k
- ۱۴ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط