سایه ات افتاد

سایه ات افتاد
به روی خیرگی های دلیل عشق
و من باریدم از
یک درد

#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

ای غم اگر یاری کنی دشت شقایق می شوم در حسرت رویای عشق درد دق...

ای غم اگر یاری کنی با این دلم کاری کنی هم راس با رویای تو هر...

سایه ی یک خاطره مانده از شبهای دور روی دیوار دلم داغی از آ...

به نفس های تو بند است مرا هر نفسی، سایه ات کم نشود از سر ما ...

به نَفَس‌های تو بَنداست مَرا هَر نَفَسیسایه‌ات کم نشود از سَ...

A love that begins with jealousy ✨part22:ویو جیهوپ: بوسه ارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط