خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید

خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
مــــرا مسافرِ شب هــای انتظار کشید



تو را شکفته و مغــرور و سنگدل، اما
مرا شکسته و بی‌تاب و بی‌قرار کشید..j.ss
دیدگاه ها (۱)

مے گویند :شـب سیاه است من دیده ام سیاه تراز جدائے نیستمے گوی...

اگه یه وقت دلمو شکستی فدای سرت ! فقط کفش بپوش که شکسته هاش ت...

هـمـیـشـه رفـیـقـ پـا برهـنـه هـا باشـچونـ هیـچـ ریـگے بـه ک...

🍂 دلم " میشڪنه " ...🍂 بعضی اوقات ...🍂 از این دنیا ...🍂 نم...

خدایا، میانِ این همه هیاهو، من همان قایقِ کوچک و درهم‌شکسته‌...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

یا صاحبَ‌الزمانیا صاحبَ‌الزمان؛ من از این میدانِ فرسوده گله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط