اسم فیک اون واسه منه
اسم فیک: اون واسه منه
p1
صبح زود با صدای آلارم گوشیم بیدار
شدم ،من معمولا به نیم ساعتی میکشه تا لود بشم ، وقتی کامل لود شدم یهو یادم اومد امروز روز اول دبیرستانه پس سریع رفتم سمت wc کارای لازم رو انجام دادم لباس فورمم پوشیدم به خودم نگاه کردم این لباس تو تنم فوق العاده زیبا بود ولی متاسفانه اون پسره با سیریشم تو این مدرسست
متمعنم اگه اون سوهو عوضی منو ببینه دیگه تا آخر مدرسه دست بردارم نیست
(سوهو به پسرس که تو مدرسه قبلی ات عاشقش میشه و دست بردارش نیست)
رفتم پایین که دیدم تهیونگ داره صبحانه آماده میکنه
ات:سلام داداشی😁
ته: سلام قربونت برم
رفتم و محکم بغلش کردم اونم متقابل منو بغل کرد ،گفت:
ته : برو بشین سر میز صبحانه آمادس
به حرفش گوش دادم و نشستم
همینطور که ماهیتابه تخم مرغ دستش بود گفت:
ته:راستی ات بعد از ظهر کوک میاد دنبالت
ات: اوکیه ولی چرا خودت نمیای
ته:یه جلسه فوری تو شرکت پیش اومده نمیتونم خودمو برسونم
ات:اوکیه راستی داداش
ته:جانم؟
ات:میگم کی برمیگردی ؟
ته:نزدیک ساعت ۸ اینطورا
ات: میشه زود تر بیای من دلم تنهایی میگیره
ته:سعیمو میکنم ولی قراره کوک پیشت بمونه تا من بیام
ات: اخجوووووون مینشینیم باهم گیم میزنیممم
ته:اره حالا اگه صبحونت رو تموم کردی سریع بریم تا روز اولی دیر نکنی
ات:اره تموم شد بریم
ته:بزن بریممممممم
p1
صبح زود با صدای آلارم گوشیم بیدار
شدم ،من معمولا به نیم ساعتی میکشه تا لود بشم ، وقتی کامل لود شدم یهو یادم اومد امروز روز اول دبیرستانه پس سریع رفتم سمت wc کارای لازم رو انجام دادم لباس فورمم پوشیدم به خودم نگاه کردم این لباس تو تنم فوق العاده زیبا بود ولی متاسفانه اون پسره با سیریشم تو این مدرسست
متمعنم اگه اون سوهو عوضی منو ببینه دیگه تا آخر مدرسه دست بردارم نیست
(سوهو به پسرس که تو مدرسه قبلی ات عاشقش میشه و دست بردارش نیست)
رفتم پایین که دیدم تهیونگ داره صبحانه آماده میکنه
ات:سلام داداشی😁
ته: سلام قربونت برم
رفتم و محکم بغلش کردم اونم متقابل منو بغل کرد ،گفت:
ته : برو بشین سر میز صبحانه آمادس
به حرفش گوش دادم و نشستم
همینطور که ماهیتابه تخم مرغ دستش بود گفت:
ته:راستی ات بعد از ظهر کوک میاد دنبالت
ات: اوکیه ولی چرا خودت نمیای
ته:یه جلسه فوری تو شرکت پیش اومده نمیتونم خودمو برسونم
ات:اوکیه راستی داداش
ته:جانم؟
ات:میگم کی برمیگردی ؟
ته:نزدیک ساعت ۸ اینطورا
ات: میشه زود تر بیای من دلم تنهایی میگیره
ته:سعیمو میکنم ولی قراره کوک پیشت بمونه تا من بیام
ات: اخجوووووون مینشینیم باهم گیم میزنیممم
ته:اره حالا اگه صبحونت رو تموم کردی سریع بریم تا روز اولی دیر نکنی
ات:اره تموم شد بریم
ته:بزن بریممممممم
- ۱۲۹
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط