.

.
چه اتفاقی در حنجره ی تو می افتد
که صداها این چنین صمیمی
گوشواره می شوند؟
خوبی تو این ست که چشم هم ببندم باز
زیبایی
با من اندازه یک عمر حرف بزن
که شنیدنت
صدا نیست تصویر است
تو لالایی خوابِ وسط روزی
زمزمه ی ترانه ای لابه لای ظهر
تو قصه ی شبی هستی
که کم مانده لباس صبح بپوشد
این را هنوز نیامده بودی و
ندیده بودمت
فهمیدم...
.
( )
دیدگاه ها (۲)

.از اکنونِ خویش بیزارمخیال می کنم اتفاق هاهمیشه جای دیگری می...

زنـدگــی انـگــار تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه م...

طبیعت

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

|Swan on the Trigger|

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط