قله ی آرزو

*** قلّه یِ آرزو ***
باز امشب دلمداری میکنم -
عاشقم , شب زنده داری میکنم -.
دررکابِ دل , روانم کو به کوی *
دم به دم , تیمار داری میکنم *
زخمِ هجرانش که مانده لا علاج -
بهرِ درمان , پافشاری میکنم -
همرهش , در عالمِ راز و نیاز *
رو , به استمداد و یاری میکنم *
من که در درگاهِ این ربّ جلیل -
ادّعایِ حق شعاری میکنم -
در حریمِ سینه ی خود , تا ابد *
دُرجِ او را پرده داری میکنم *
دل به دستِ آرزوها داده و -
تا سحر , لحظه شماری میکنم -
چون شوم نائل به اوجِ آرزو *
سر به پایش , خاکساری میکنم *
من کجا و یوسفِ زهرا کجا ؟-
نزدِ او احساسِ خواری میکنم -
از خطاهایم , رخِ افسرده را *
ترجمانِ شرمساری میکنم *
جمعه ای دیگر گذشت و باز هم -
تکیه بر امّیدواری می کنم -
تا بیابم , قلّه یِ فتح و ظفر *
با دلِ خود , غمگساری می کنم *
تا پسین نبض و نَفَس , بی شک عظیم -
بر امیدم , پایداری می کنم -
با سرشکِ دیده ی مانده به ره *
آرزو را , آبیاری می کنم *
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر = عبدالعظیم عربی - سربندر
ماهشهر
دیدگاه ها (۱۰)

***** درد آشنا ***** شاعران با دردِ دوران , آشنایند -خ...

***** عذالت *****عدالت , واژه ای بس دلنشین است -عطائی ویژه...

*** از هر چمن گُلی ***1- همیشه به دنبالِ شادی باشید, چونغمها...

به نامِ او , که یوسف را , زِ چاهی *برون آورده , بهرِ پادشاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط