بــــــــه ‌ســــــان ِرود

بــــــــه ‌ســــــان ِرود

کــــــــــه در نشیـــــب دره

ســر به سنگ می‌زند رونده باش ،

امــــــید ِهیچ معجزی

ز مرده نیست پس تو زنده باش ...
دیدگاه ها (۶)

‌ عکاسی از دخترکی دستفروش که زیرباران جوراب میفروخت عکسی گرف...

من به اصرار غزلهایم تورا خط میزنمبی صدا بی تیشه امشب از دلت ...

...

سلام به آدینه خوش آمدینقلبتون به زلالےآب کارهاےروزمره تونروا...

زمان بی‌کرانه را تو با شمار عمر ما مسنج؛به پای او دمی‌ست , ا...

سناریو بلولاک (قفل آبی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط