پارت نمیدانم چند سوسانارو
پارت نمیدانم چند سوسانارو
فردای اون روز - محل تمرین تیم ۷
**🍥:** (با خوشحالی میپره توی تمرینگاه) صبح بخیر! 🎉
**🍑:** (با چشمای ستارهای میدوه سمت ساسکه) ساسکه کوووون! صبح بخیر! 😍
**💙:** (سرد نگاه میکنه) ...آره.
**🍑:** (نگاه میکنه به ناروتو که کنار ساسکه وایستاده) ناروتو چرا اینقدر به ساسکه چسبیدی؟ برو یه گوشه بشین!
**🍥:** (دست میکنه تو کمرش) من هرجا دوست دارم وایمیستم! باهات چیه؟!
**💙:** (دست میذاره رو شونه ناروتو) ناروتو درسته. اذیتش نکن.
**🍑:** (شوکه) چی؟! ساسکه از ناروتو دفاع میکنه؟! 🤯
**🤍:** (آروم میاد جلو) ساسکه... من برات چای آوردم. (دست میکنه جلو)
**💙:** (نگاه میکنه) مرسی. ولی ناروتو برام آب آورده.
**🍥:** (با غرور) آره! آب! سالمتر از چایه! 😎
**🤍:** (چشماش گرد میشه) ...چی؟
**🍑:** (با عصبانیت) صبر کن... یعنی شما دو تا...؟
**💙:** (دست ناروتو رو میگیره) آره. ما با همیم.
**🍑:** (داد میزنه) نه نه نه! باور نمیکنم! ساسکه! تو آلفایی! چرا با یه امگا مثل ناروتو؟!
**🍥:** (اخم میکنه) امگا که چی شد؟! امگا که بد نیست!
**💙:** (سرد) ساکورا. بهش توهین نکن.
**🤍:** (با چشمای اشکی) ولی من... من سالها منتظر تو بودم ساسکه...
**💙:** (با تعجب) منتظر من؟ من که باهات حرف نزدم هیچوقت.
**🤍:** (گریه میکنه) ولی دوستت دارم! 🥺
**🍥:** (دست میکنه جلوش) هِی هِی! این شوهر منه! برو کنار! 😤
**💙:** (با تعجب به ناروتو نگاه میکنه) شوهر؟!
**🍥:** (به ساسکه چشمک میزنه) آره دیگه! الآن نه ولی بعداً! 😏
**💙:** (صورتش قرمز میشه) ...خفه شو.
**🍑:** (با عصبانیت) من میرم به اوبیتو سنسی🍊 میگم! این خلاف قوانینه! یه آلفا با یه امگا!
**🍥:** (میخنده) برو بگو! اوبیتو خودش واسه من و ساسکه دعا میخونه! 🤣
**🤍:** (با گریه میدوه بیرون) من نمیتونم اینو ببینم! 😭
**🍑:** (با عصبانیت به ناروتو نگاه میکنه) تو دزدیدی! ناروتو! ساسکه مال من بود!
**🍥:** (دستش رو میذاره روی کمر) مال تو؟! ساسکه مال کسی نیست! خودش انتخاب کرده!
**💙:** (جدی) آره. خودم انتخاب کردم.
**🍑:** (میخواد بزنه ناروتو رو) توووو!
**💙:** (جلوی ناروتو میایسته) دست بزنی بهش... باهات تا آخر عمر قهرم.
**🍑:** (خشک میزنه) ...چی؟ تو تهدیدم میکنی؟ برای این... این...
**🍥:** (با لبخند کرمریزی) اومدم بگم چاقاله؟ 😜
**🍑:** (جیغ میزنه و میدوه بیرون) اااااااااه! اینو بهت نمیبخشم ناروتو! 🏃♀️💨
---
**بعد از تمرین - خونه ساسکه**
**💙:** (دستاش رو میذاره رو کمر ناروتو) خیلی خوب بود امروز.
**🍥:** (با غرور) معلومه دیگه! من اوزوماکی ناروتو هستم!
**💙:** نه... منظورم اینه که جلوی من وایستادی. ازت دفاع کردم.
**🍥:** (میخنده) داداش! من از بچگی تنهایی از خودم دفاع کردم! به کی نیاز دارم؟!
**💙:** (نگاهش میکنه) به من.
**🍥:** (سکوت... صورتش قرمز میشه) ...خب... آره... به تو هم نیاز دارم... ولی کم کم! 🥴
**💙:** (لبخند میزنه) میدونم.
---
**هفته بعد - بازار دهکده**
**🍑:** (به هیناتا) دیدی چقدر گستاخه؟! اومده ساسکه رو از ما گرفته!
**🤍:** (با چشمای قرمز) آره... من نتونستم کاری کنم...
**🍑: (با نقشه شیطانی) باید یه کاری کنیم... باید بهش بفهمونیم که ساسکه مال اون نیست!
🤍:ولی چیکار میتونیم بکنیم؟
🍑:(چشمک میزنه) من میدونم چیکار کنم...
*
فردای اون روز - محل تمرین تیم ۷
**🍥:** (با خوشحالی میپره توی تمرینگاه) صبح بخیر! 🎉
**🍑:** (با چشمای ستارهای میدوه سمت ساسکه) ساسکه کوووون! صبح بخیر! 😍
**💙:** (سرد نگاه میکنه) ...آره.
**🍑:** (نگاه میکنه به ناروتو که کنار ساسکه وایستاده) ناروتو چرا اینقدر به ساسکه چسبیدی؟ برو یه گوشه بشین!
**🍥:** (دست میکنه تو کمرش) من هرجا دوست دارم وایمیستم! باهات چیه؟!
**💙:** (دست میذاره رو شونه ناروتو) ناروتو درسته. اذیتش نکن.
**🍑:** (شوکه) چی؟! ساسکه از ناروتو دفاع میکنه؟! 🤯
**🤍:** (آروم میاد جلو) ساسکه... من برات چای آوردم. (دست میکنه جلو)
**💙:** (نگاه میکنه) مرسی. ولی ناروتو برام آب آورده.
**🍥:** (با غرور) آره! آب! سالمتر از چایه! 😎
**🤍:** (چشماش گرد میشه) ...چی؟
**🍑:** (با عصبانیت) صبر کن... یعنی شما دو تا...؟
**💙:** (دست ناروتو رو میگیره) آره. ما با همیم.
**🍑:** (داد میزنه) نه نه نه! باور نمیکنم! ساسکه! تو آلفایی! چرا با یه امگا مثل ناروتو؟!
**🍥:** (اخم میکنه) امگا که چی شد؟! امگا که بد نیست!
**💙:** (سرد) ساکورا. بهش توهین نکن.
**🤍:** (با چشمای اشکی) ولی من... من سالها منتظر تو بودم ساسکه...
**💙:** (با تعجب) منتظر من؟ من که باهات حرف نزدم هیچوقت.
**🤍:** (گریه میکنه) ولی دوستت دارم! 🥺
**🍥:** (دست میکنه جلوش) هِی هِی! این شوهر منه! برو کنار! 😤
**💙:** (با تعجب به ناروتو نگاه میکنه) شوهر؟!
**🍥:** (به ساسکه چشمک میزنه) آره دیگه! الآن نه ولی بعداً! 😏
**💙:** (صورتش قرمز میشه) ...خفه شو.
**🍑:** (با عصبانیت) من میرم به اوبیتو سنسی🍊 میگم! این خلاف قوانینه! یه آلفا با یه امگا!
**🍥:** (میخنده) برو بگو! اوبیتو خودش واسه من و ساسکه دعا میخونه! 🤣
**🤍:** (با گریه میدوه بیرون) من نمیتونم اینو ببینم! 😭
**🍑:** (با عصبانیت به ناروتو نگاه میکنه) تو دزدیدی! ناروتو! ساسکه مال من بود!
**🍥:** (دستش رو میذاره روی کمر) مال تو؟! ساسکه مال کسی نیست! خودش انتخاب کرده!
**💙:** (جدی) آره. خودم انتخاب کردم.
**🍑:** (میخواد بزنه ناروتو رو) توووو!
**💙:** (جلوی ناروتو میایسته) دست بزنی بهش... باهات تا آخر عمر قهرم.
**🍑:** (خشک میزنه) ...چی؟ تو تهدیدم میکنی؟ برای این... این...
**🍥:** (با لبخند کرمریزی) اومدم بگم چاقاله؟ 😜
**🍑:** (جیغ میزنه و میدوه بیرون) اااااااااه! اینو بهت نمیبخشم ناروتو! 🏃♀️💨
---
**بعد از تمرین - خونه ساسکه**
**💙:** (دستاش رو میذاره رو کمر ناروتو) خیلی خوب بود امروز.
**🍥:** (با غرور) معلومه دیگه! من اوزوماکی ناروتو هستم!
**💙:** نه... منظورم اینه که جلوی من وایستادی. ازت دفاع کردم.
**🍥:** (میخنده) داداش! من از بچگی تنهایی از خودم دفاع کردم! به کی نیاز دارم؟!
**💙:** (نگاهش میکنه) به من.
**🍥:** (سکوت... صورتش قرمز میشه) ...خب... آره... به تو هم نیاز دارم... ولی کم کم! 🥴
**💙:** (لبخند میزنه) میدونم.
---
**هفته بعد - بازار دهکده**
**🍑:** (به هیناتا) دیدی چقدر گستاخه؟! اومده ساسکه رو از ما گرفته!
**🤍:** (با چشمای قرمز) آره... من نتونستم کاری کنم...
**🍑: (با نقشه شیطانی) باید یه کاری کنیم... باید بهش بفهمونیم که ساسکه مال اون نیست!
🤍:ولی چیکار میتونیم بکنیم؟
🍑:(چشمک میزنه) من میدونم چیکار کنم...
*
- ۴۱۹
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط