بی وفا خاطر شیرین تو بیمارم کرد

بی وفا خاطر شیرین تو بیمارم کرد
بی هدف رهروی این کوچه و بازارم کرد

سر و جان دیده شدم تا که ببینم رویت
بی امان خسته در این حسرت دیدارم کرد

شرح صد حادثه در چشم سیاهت دارم
ماجرایی که مرا گَشته ز اغیارم کرد

روز و شب چله نشینت شدم و زین سامان
قصه عاشقیت شهره انظارم کرد

ناز و طنازی تو سهم رقیبان گشته
من نگه کردم و این معرکه آزارم کرد

لحظه ها در گذر و دیده به راهت هستم
انتظاری که از این مَهلکه بیزارم کرد
دیدگاه ها (۰)

کاش یکی به بعضیا که باعث جان باختن هموطنان بخاطر چهارشنبه سو...

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙☀️هر روز صبح بعدِ بسم الله الرحمن ال...

سوختبر بلوچ خطاب به یک از فرماندهان دریابانی نیروهای نظامی ک...

نقل است که:"در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگراف‌خانه تأسیس شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط