گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.
مست مستم بود اما باز,جامم را شکست.

لحظه ای بر تار مویش شاعری کردم ولی
برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست.

گفت یوسف میشوم,اینبار عاشق میشوم.
تاکه آن درها برویم باز شد در را شکست.

رفت و رفتم,ماند و ماندم عاقبت پایم شکست.
تازگیها قاب آن عکس قدیمی هم شکست.

با نگاهی آمدی افسونگر قلبم شدی.
آن دو پلک بسته ات اینبار قلبم را شکست.
دیدگاه ها (۳)

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل ...

چند لحظه ای با من بمان ... امشب دلم دیوانه است... ...

دلتنگت که می شومتکه ای از منشعر می شود به روی دفترم.خاطرات م...

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو رها نمی کند مرا هوای چشم ...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۵جونگ هون: تو درخواست ازدواجم و قبول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط