پارت 8

پارت 8
پادشاهی اژدها‌نمايان
- هوی آشغالای عوضی منو کجا میبرین؟
اون نگهبانا بلارز و دست بسته به زیرزمین میبرن. زیرزمین که چه عرض کنم یه شهری هس برا خودش.
اونجا سلول های مختلف، در اندازه های مختلف، با میله های مختلف وجود داره. نگهبانا بلارز و با خودشون میکشن و به آخرای زیرزمین میبرن. اگه این آخرش باشه. اونجا یه سلول بزرگ با ارتفاعی حدود ۲۰ متر رو به رو میشن که یه اژدهای حدود ۱۷ متر قل و زنجیر شده.
زنجیرش اینجوری عه که یه قلاده ی بزرگ آهنی به گردنش وصله که اون قلاده به زمین متصله. و زنجیر های دیگه ای که انگار از زمین در اومدن و دست و پای اژدها رو قفل کردن. با این قل و زنجیرا نمیتونه پرواز یا حرکت کنه ولی میتونه گردن کشیدش و پایین و بالا کنه. فک کنم به خاطر اینه که بتونه غذا بخوره و از گشنگی نمیره.
یکی از نگهبانایی که بلارز و با خودش میکشه به نگهبانی که مسئول در و زنجیر های اون سلول بزرگه علامت میده و اون نگهبان در و تا حدودی باز میکنه.
اون نگهبانا سریع بلارز و به داخل سلول هل میدن و در و میبندن. بعدشم با علامت نگهبان قل و زنجیرای اژدها باز میشه.
- ای لعنت بهش. الان خورده میشم.
بلارز با دستای بسته به سمت گوشه ی سلول میدوعه تا کمتر تو دسترس باشه ولی همین که زنجیرا باز میشن دود و بخار کل سلول و می پوشونه.
بلارز همینطوری به دیوار گوشه ی سلول تکیه داده و سعی میکنه یجوری دهن و بینیش و بپوشونه ولی بخار جلوی دید رو میگیره. مثل همون برف سفید.
بلارز صدای قدم هایی رو میشنوه که انگار هرلحظه بهش نزدیک و نزدیک تر میشن.
لعنتی. اون زنجیرا کجا رفتن؟ انگار آب شدن رفتن توی زمین.
همینطور که صدای قدما بهش نزدیک تر میشن سایه ی سیاه و مبهمی جلوی بلارز ظاهر میشه. بلارز ترسیده و انگار دستاش یخ زدن وای سعی میکنه بروز نده.
سایه نزدیک و نزدیک تر میشه تا اینکه سایه کاملا مشخص میشه.
دیدگاه ها (۰)

پارت 9پادشاهی اژدها‌نمايان وقتی سایه تقریبا توی ۵ قدمی بلارز...

پارت 10پادشاهی اژدها‌نمايان - چیشد که کارت به اینجا کشید؟+ ب...

پارت 7پادشاهی اژدها‌نمايان - و یه عده از انسان ها که مثلا خی...

پارت ۳۸

پارت 5پادشاهی اژدها‌نمایان- بفرمایید. این اسب شماست.بلارز سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط