چهار نفر بودند.

چهار نفر بودند.
اسمشان اینها بود.
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند، هرکسی می توانست این کار را بکند ولی هیچ کس اینکار را نکرد. یک کسی عصبانی شد چرا که این کار کار همه کس بود اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری شد هرکسی، یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد!!؟
حالا ما جزء کدامش هستیم؟؟؟
دیدگاه ها (۲۷)

👀 رباتیک وارد مرحله‌ای جدید و هیجان‌انگیز شده است.مدل Claude...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

🔹امام شهید می‌گفت قصه انقلاب ما خیلی شبیه به داستان بنی اسرا...

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟕یونگی محافظان بیشتری برای یونا تعیین...

رهبر شهید می‌فرمایند:یکی از عواملی که در جامعه از بدیها جلوگ...

Iove and the moonPart ۲جونکوک حتا به صورت ایهون هم نگاه نک...

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏وقتی ارا وارد خانه شد، سعی کرد خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط