فن فیک دورویاکی با طمع انگور
فن فیک دورویاکی با طمع انگور
پارت آخر
**ایزانا:** (به ری نزدیک شد) ری، یادته چند سال پیش تو کافه من بهت گفتم عاشقتم؟ هنوز هم عاشقم! مایکی یه بچهست که تازه یاد گرفته چطور اعتراف کنه. من از اول بلد بودم!
**ری:** (اخم کرد) ایزانا، برو گمشو. من مایکی رو انتخاب کردم.
**ایزانا:** (چشماش ریز شد) پس مجبورم... توسّط زور تو رو ببرم!
ایزانا دستش رو دراز کرد سمت ری.
**مایکی:** **جرات داری بهش دست بزن
مایکی پرید جلوی ری. اما قبل از اینکه کاری کنه...
**ری:** (ماهیتابه رو از کولهاش درآورد) ایزانا... من چند سال پیش گفتم تنفس ماهیتابه فرم سوم. ولی الآن یه فرم جدید یاد گرفتم.
**همگی:** 😨😨😨
**ایزانا:** (عقب رفت) صبر کن صبر کن...
**ری:** **تنفس ماهیتابه! فرم نهایی! ابر ماهیتابهی عشق مایکی!**
*شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ*
ضربات پشت سر هم. ایزانا نتونست کاری کنه. بعد از ۲۰ ثانیه...
**ایزانا:** (رو زمین افتاده بود با ستاره دور سرش) من... هنوز... دوستت دارم... 🌟
**همگی:** 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
**مایکی:** (با افتخار) این زن/مرد منه! چه قدرتمنده!
**ری:** (ماهیتابه رو گذاشت توی کوله) حالا خوب شد. بریم دورویاکی بخوریم؟
**مایکی:** عالیست! ولی اینبار تو دعوتی!
**ری:** باشه باشه، کرایه با من
همه رفتن یه رستوران دورویاکی. باجی و کازو و میتسویا و دراکن و چیفویو و پپهین هم بودن.
**باجی:** (با لیوان بلند شد) به سلامتی عشق مایکی و ری که بالأخره به مقصد رسید! 🥂
**کازوتورا:** امیدوارم دیگه ماهیتابه نخوریم 🤣
**دراکن:** اون بده. آرزوی محاله 😂
**ری:** (خندید) نگران نباشین. فقط وقتی اذیت کنید میزنمتون.
**همگی به جز مایکی:** 😰😰😰
**مایکی:** (با غرور) این دوست دختر/پسر منه. هرکس بهش گیر بده با منه!
**میتسویا:** الان دیگه ما بدبختترین گنگ تاریخیم. رهبرمون عاشق یه دختر/پسر ماهیتابهدسته.
**چیفویو:** (اشک شوق) چقدر قشنگه... عشق واقعی...
همه زدن زیر خنده.
شب شد. همه رفتن خونههاشون. مایکی و ری کنار دریاچهای نزدیک معبد نشسته بودن. ماه کامل بود.
**مایکی:** (دست ری رو گرفت) باور کن هنوز باورم نمیشه. من و تو... بالاخره...
**ری:** آره. کلی طول کشید. (خندید) ولی ارزشش رو داشت.
**مایکی:** ری... یه سوال. چرا اون موقع که گفتم بیا ازدواج کنیم، نپذیرفتی؟
**ری:** (نگاه به ماه کرد) چون میترسیدم. از اینکه رابطهمون خراب بشه. از اینکه تو بعداً پشیمون بشی. ولی الآن... میدونم که جدی هستی.
**مایکی:** جدیتر از همیشه. (نگاه عمیق به ری) قول میدم تا آخر عمرم پیشت باشم. چه با ماهیتابه بزنی، چه با چاقو، چه با هر چی.
**ری:** (خندید) منم قول میدم همیشه برات دورویاکی بخرم. حتی اگه ورشکستت کنم!
**مایکی:** اگه ورشکست شی، من از گنگ پول میگیرم برات!
**ری:** (زد به سر مایکی) دزد!
**مایکی:** (خندید) عشق!
---
**غروب شد. دو تا سایه کنار هم نشسته بودن. یکی با موهای طلایی، یکی با هودی مشکی. دستهاشون توی هم بود.**
**راوی (ویو نجیرو):** و این شد داستان عشق ماهیتابهای و دورویاکی مایکی و ری. از معبد مویاساشی تا فتح دل هم. تونستن بعد از سالها بالاخره به هم برسن.
**فردای اون روز، توی مقر تومان:**
**دراکن:** بچهها خبر دارین؟ مایکی و ری الآن دیگه بطور رسمی باهمن.
**کازوتورا:** بهترین چیزیه که توی این ۳ سال دیدم.
**باجی:** آره، دیگه مایکی کمتر اذیتمون میکنه چون حواسش به ریه 😂
**میتسویا:** ولی یه مشکل هست...
**همگی:** چی؟
**میتسویا:** الآن اگه مایکی رو اذیت کنیم، ری با ماهیتابه میاد دنبالمون. اگه ری رو اذیت کنیم، مایکی با مشت میاد دنبالمون. ما توی یه بنبست واقعی گیر کردیم.
**همگی:** 😱😱😱 بدبخت شدیم!
خب درخواستی فن فیک یا تک پارتی و اینا رو تو کامنت ها بگین
پارت آخر
**ایزانا:** (به ری نزدیک شد) ری، یادته چند سال پیش تو کافه من بهت گفتم عاشقتم؟ هنوز هم عاشقم! مایکی یه بچهست که تازه یاد گرفته چطور اعتراف کنه. من از اول بلد بودم!
**ری:** (اخم کرد) ایزانا، برو گمشو. من مایکی رو انتخاب کردم.
**ایزانا:** (چشماش ریز شد) پس مجبورم... توسّط زور تو رو ببرم!
ایزانا دستش رو دراز کرد سمت ری.
**مایکی:** **جرات داری بهش دست بزن
مایکی پرید جلوی ری. اما قبل از اینکه کاری کنه...
**ری:** (ماهیتابه رو از کولهاش درآورد) ایزانا... من چند سال پیش گفتم تنفس ماهیتابه فرم سوم. ولی الآن یه فرم جدید یاد گرفتم.
**همگی:** 😨😨😨
**ایزانا:** (عقب رفت) صبر کن صبر کن...
**ری:** **تنفس ماهیتابه! فرم نهایی! ابر ماهیتابهی عشق مایکی!**
*شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ شلپ*
ضربات پشت سر هم. ایزانا نتونست کاری کنه. بعد از ۲۰ ثانیه...
**ایزانا:** (رو زمین افتاده بود با ستاره دور سرش) من... هنوز... دوستت دارم... 🌟
**همگی:** 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
**مایکی:** (با افتخار) این زن/مرد منه! چه قدرتمنده!
**ری:** (ماهیتابه رو گذاشت توی کوله) حالا خوب شد. بریم دورویاکی بخوریم؟
**مایکی:** عالیست! ولی اینبار تو دعوتی!
**ری:** باشه باشه، کرایه با من
همه رفتن یه رستوران دورویاکی. باجی و کازو و میتسویا و دراکن و چیفویو و پپهین هم بودن.
**باجی:** (با لیوان بلند شد) به سلامتی عشق مایکی و ری که بالأخره به مقصد رسید! 🥂
**کازوتورا:** امیدوارم دیگه ماهیتابه نخوریم 🤣
**دراکن:** اون بده. آرزوی محاله 😂
**ری:** (خندید) نگران نباشین. فقط وقتی اذیت کنید میزنمتون.
**همگی به جز مایکی:** 😰😰😰
**مایکی:** (با غرور) این دوست دختر/پسر منه. هرکس بهش گیر بده با منه!
**میتسویا:** الان دیگه ما بدبختترین گنگ تاریخیم. رهبرمون عاشق یه دختر/پسر ماهیتابهدسته.
**چیفویو:** (اشک شوق) چقدر قشنگه... عشق واقعی...
همه زدن زیر خنده.
شب شد. همه رفتن خونههاشون. مایکی و ری کنار دریاچهای نزدیک معبد نشسته بودن. ماه کامل بود.
**مایکی:** (دست ری رو گرفت) باور کن هنوز باورم نمیشه. من و تو... بالاخره...
**ری:** آره. کلی طول کشید. (خندید) ولی ارزشش رو داشت.
**مایکی:** ری... یه سوال. چرا اون موقع که گفتم بیا ازدواج کنیم، نپذیرفتی؟
**ری:** (نگاه به ماه کرد) چون میترسیدم. از اینکه رابطهمون خراب بشه. از اینکه تو بعداً پشیمون بشی. ولی الآن... میدونم که جدی هستی.
**مایکی:** جدیتر از همیشه. (نگاه عمیق به ری) قول میدم تا آخر عمرم پیشت باشم. چه با ماهیتابه بزنی، چه با چاقو، چه با هر چی.
**ری:** (خندید) منم قول میدم همیشه برات دورویاکی بخرم. حتی اگه ورشکستت کنم!
**مایکی:** اگه ورشکست شی، من از گنگ پول میگیرم برات!
**ری:** (زد به سر مایکی) دزد!
**مایکی:** (خندید) عشق!
---
**غروب شد. دو تا سایه کنار هم نشسته بودن. یکی با موهای طلایی، یکی با هودی مشکی. دستهاشون توی هم بود.**
**راوی (ویو نجیرو):** و این شد داستان عشق ماهیتابهای و دورویاکی مایکی و ری. از معبد مویاساشی تا فتح دل هم. تونستن بعد از سالها بالاخره به هم برسن.
**فردای اون روز، توی مقر تومان:**
**دراکن:** بچهها خبر دارین؟ مایکی و ری الآن دیگه بطور رسمی باهمن.
**کازوتورا:** بهترین چیزیه که توی این ۳ سال دیدم.
**باجی:** آره، دیگه مایکی کمتر اذیتمون میکنه چون حواسش به ریه 😂
**میتسویا:** ولی یه مشکل هست...
**همگی:** چی؟
**میتسویا:** الآن اگه مایکی رو اذیت کنیم، ری با ماهیتابه میاد دنبالمون. اگه ری رو اذیت کنیم، مایکی با مشت میاد دنبالمون. ما توی یه بنبست واقعی گیر کردیم.
**همگی:** 😱😱😱 بدبخت شدیم!
خب درخواستی فن فیک یا تک پارتی و اینا رو تو کامنت ها بگین
- ۲۸۲
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط