درخواستی، ☆جونگین☆

درخواستی، ☆جونگین☆
وقتی ا/ت و جونگین هر دو آیدلنو و همکار هستن جونگین میخواست تو تولد ا/ت اعتراف کنه که عاشقشه
ویو جونگین: امروز یه موزیک ویدیو با ا/ت داریم و من استرس دارم چون از ا/ت خوشم میاد و امروز تولد ا/ت هست میخوام بهش اعتراف کنم که عاشقش هستم

ویو ا/ت: سلام من ا/ت هستم امروز فکر کنم تو موزیک ویدیو با استیر کیدز از استرس و خجالت آب بشم چون عاشق جونگین هستم و خجالت میکشم بهش بگم و البته امروز تولدمه(تولدت مبارک ا/ت جان) قراره بعد موزیک ویدیو با خانوادمو و دوستای خانوادم و دوستای خودم جشن برگزار کنیم که جونگین هم میاد چون جونگین دوست داداشمه، صبح از خواب پاشدم و رفتم اماده شدم تا به کمپانی برم اماده شدم و سوئیچ ماشن و برداشتم و به پارکینک رفتمو و سوار ماشین شدم و به طرف کمپانی حرکت کردم ماشینمو تو پارکینک کمپانی پارک کردم و پیاده شدم و رفتم سوار آسانسور شدم و به طبقه بالا رفتم و رفتم پیش اعضای استری کیدز به اونا سلام دادم که جونگینو دیدم که از پشتم سلام داد لپام قرمز شده بود از صدای جذابش برگشتم و قیافه کیوت و جذابشو و دیدم اما از شدت جذابی اون به لکنت افتادم برگشتم و گفتم: سس لل اا ممم مم ننن ااا/تتت ههه سسسس تتت مممم و اعضا خندیدن و متوجه شدن که منم از جونگین خوشم میاد و من سریع رفتم دستشویی و دیدم لپام قرمز قرمز بودن سریع پودر پنکیک و یرداشتم و به لپام زدم اما تاثیری نداشت که یکم گذشت و اروم شدم و قرمزی لپام رفت برگشتم پیش اعضا که دیدم جونگین نیست و اون متوجه شده بود که بخواطر اون لپام قرمز شده بود و منو صدا زدند و رفتم تا منو ارایش کنند بعد از این که ارایشم کردند و موهامو درس کردند رفتم لباسی که گفتع بودند رو پوشیدم و رفتم به جایی که قرار بود موزیک ویدیو بگیرن و منتظر موندم تا اعضا بیان اعضا اومدن و دوباره لپام با دیدن جونگین قرمز شد قرار شد من جلو باشم و اونا پشت من و من از این موضوع خیلی خجالت زده شدم که حتی دستپاچه شدم و نتونستم دنسو درست برم که یکی از استف ها سرم داد زد و جونگین گفت اشکال نداره ا/ت حواسش پرت شده بود و بعد به من گفت فکر کن من نیستم و منم احساس کردم که یکی داره از من محافظت میکنه و بعد همین کارو کردم و تونستم ساعت ۵ بعد ازظهر بود از کارکنای های کمپانی و بقیه اعضا تشکر و خداحافظی کردم و اومدم بیرون و به مامانم زنگ زدم برداشت و گفت سلام منم گفتم سلام گفت بیا تالار معروف سئول منم رفتم اونجا همه بودن که یه دفعه جونگینو دیدم داشت با داداشم صحبت میکرد اون نمیدونست که من خواهر سئو (داداشم) هستم که داداشم منو صدا زد و من خودمو زدم به نشنیدن که بلند صدا زد طوری که کل تالار و برداشته بود سرش
دوست عزیزم زیاد بود مجبور شدم دو پارت کنم
دیدگاه ها (۳)

پارت دو و چون تالار و به سرش برداشته بود مجبور شدم برم پیشش ...

سلام♡بچه ها به نظرتون از بی تی اس فیک بزارم؟ اگه میخواین بزا...

ص پارت دو که اومدن و گفتن حاظر هستین و گفتم بله و به صحنه می...

دو پارتی هیونجینپارت اول: وقتی ایدلی و کنسرت داری(بچه ها این...

رمان : در مسیر عشق p¹ *سلا...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

دو پارتی از لینو.وقتی میخوای بهش اعتراف کنی اما.... علامت ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط