« اعترافی » بکنم ؟

« اعترافی » بکنم ؟
بین این « پنجره ها »
که « تمنای گشودن » دارند !
من به آن « پنجرهٔ بسته ٔ چشمان تو »
عادت دارم !
« بامدادان » که من از کوچه تو می گذرم
به « نسیم گل نیلوفر » آن باغچه
عادت دارم !
....... و چه « شبهای » پر از « زمزمه بی وزنم »
که به دیدار مَه روی تو در « قافیه »
عادت دارم !
گر « خیانت در امانت » بکنم ، می بخشی ؟؟
من « به دزدی » ز غزلها ی « دو چشم تَرَت»
عادت دارم!
دیدگاه ها (۱)

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

نازکن؛ عیبی ندارد؛نازنین تر می شوی...با غم این روزهای من عجی...

بیچاره پاییز ... دستش نمک ندارداین همه باران به آدمها می بخش...

قصد داری به دلم حمله ی آنی بکنیسرمه بر چشم کِشی،مرثیه خوانی ...

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت سوم: شکاف در دیوارِ یخ‌م...

تکاپو وارت 64:دو خانه، دوقلب🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو هفته بعد از حادثه…س...

part26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط