بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم

بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهٔ بسیار خودم

پیش پایت دو سه خط شعر نوشتم، حالا
متنفر شدم از تک‌تک اشعار خودم

شاعری خیره سرم من، که خودم می‌دانم
می‌زنم آخرِ سر، دست به انکار خودم

بی‌تو بیتابی هر خاطره‌ات یادم داد
تک و تنها بشوم، شانه و غمخوار خودم

لعنتی داغ ندیدی كه بفهمی یک عمر
می‌روم سرزده گه‌گاه به دیدار خودم

فصل تنهایی من سبز كه شد فهمیدم
آنقدر مرگ عزیز است كه یكبار... خودم!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

دل به یاران مجازی داده‌ام اما چه سود؟این به ظاهر عاشقان دائم...

دل به یاران مجازی داده‌ام اما چه سود؟این به ظاهر عاشقان دائم...

بوی عطری می‌رسد از دور، می‌گویم توییقاصدک می‌رقصد و پُر شور،...

خالی از دست تو شب رفتم و مهتاب نبودپرتویی از رخ مه بر شنل آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط