یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دی

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید بشقاب خالیه رو قبر پدرش میزنه میگه بابا اگه گشنه ای برات فلافل بگیرم
دیدگاه ها (۶)

سناریو قفل آبی پارت ۱

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۲ویو راوی نورا و...

سناریو مایکی پارت اخر

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

سناریو بلو لاکموضوع : اگه موقع آشپزی دستمون رو با چاقو ببریم...

.PRISON MAFIA.

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط