استاد بسکتبال جذاب من
استاد بسکتبال جذاب من
پارت۱٠
ویو یونگی:
اماده شدم یه کت و شلوار پوشیدم ساعتم رو تو دستم انداختم گردنبند خانوادگیم رو انداختم و عط تلخم رو زدم و رفتم سوار ماشینم شدم رسیدم به شرکت امروز جلسه داشتم قرار بود با خانواده کیم شریک بشم(خانواده کیم پدر و مادر ات هستن و تهیونگ داداش بزرگترشه)
رفتم سمت اتاق جلسه
یونگی: سلام ببخشید یکم دیر کردم(همه تعظیم کردن)
ب.ت: سلام آقای مین من کیم سوهون هستم
یونگی: خوشبختم اقای کیم بفرمایید بشینید که درباره سهام و شراکت شرکت حرف بزنیم ولی نباید خیانت باشه تو کارم
ب.ت: چشم اقای مین
ویو ادمین:
یونگی داشت دربا ه شرکت کارای شرکت حرف میزد که گوشی اقای کیم زنگ خورد
ب.ت: اقای مین دخترمه میتونم جوابش رو بدمـ؟
یونگی: البته حتما بفرمایید
ویو پدر ات:
جواب دادم
ات: بابااا کجاییی
ب.ت: سر جلسما چی شده دختر بابا؟
ات: بابا میخوام با دوستام برم بار
ب.ت: باشه دخترم برو ولی مراقب باش باشه؟
ات: میسییی بابا جونمم.
(پایان مکالمه)
ویو ات:
رفتم اماده شدم و یه لباس باز خوشگل پوشیدم توسی رنگ بود با کمر بند و یه بوت که تا زانوهام بود پاشنه هم داشت هم رنگ لباسم بود با یه عینک و کیف هم رنگ لباس و کفشم رو پوشیدم(عکسشو میزارم) و عطر شرینم رو زدم و راننده منو به بار رسوند
(یک ساعت بعد)
ویو ات:
داشتم نوشیدنی میخورم که یهو.......
شرط نداره
پارت۱٠
ویو یونگی:
اماده شدم یه کت و شلوار پوشیدم ساعتم رو تو دستم انداختم گردنبند خانوادگیم رو انداختم و عط تلخم رو زدم و رفتم سوار ماشینم شدم رسیدم به شرکت امروز جلسه داشتم قرار بود با خانواده کیم شریک بشم(خانواده کیم پدر و مادر ات هستن و تهیونگ داداش بزرگترشه)
رفتم سمت اتاق جلسه
یونگی: سلام ببخشید یکم دیر کردم(همه تعظیم کردن)
ب.ت: سلام آقای مین من کیم سوهون هستم
یونگی: خوشبختم اقای کیم بفرمایید بشینید که درباره سهام و شراکت شرکت حرف بزنیم ولی نباید خیانت باشه تو کارم
ب.ت: چشم اقای مین
ویو ادمین:
یونگی داشت دربا ه شرکت کارای شرکت حرف میزد که گوشی اقای کیم زنگ خورد
ب.ت: اقای مین دخترمه میتونم جوابش رو بدمـ؟
یونگی: البته حتما بفرمایید
ویو پدر ات:
جواب دادم
ات: بابااا کجاییی
ب.ت: سر جلسما چی شده دختر بابا؟
ات: بابا میخوام با دوستام برم بار
ب.ت: باشه دخترم برو ولی مراقب باش باشه؟
ات: میسییی بابا جونمم.
(پایان مکالمه)
ویو ات:
رفتم اماده شدم و یه لباس باز خوشگل پوشیدم توسی رنگ بود با کمر بند و یه بوت که تا زانوهام بود پاشنه هم داشت هم رنگ لباسم بود با یه عینک و کیف هم رنگ لباس و کفشم رو پوشیدم(عکسشو میزارم) و عطر شرینم رو زدم و راننده منو به بار رسوند
(یک ساعت بعد)
ویو ات:
داشتم نوشیدنی میخورم که یهو.......
شرط نداره
- ۲۰.۹k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط