یه جاهایی تنهایی خیلی هم بد نیست ...

یه جاهایی تنهایی خیلی هم بد نیست ...

وقتی میری جلو آینه و یاد این همه سال زندگی میفتی و آرزو هایی ک داشتی ،ب خودت میگی من همونیم ک تو ٧-٨ سالگی ارزوشو داشتم؟؟
وقتی همونجا ی لحظه اسم خودتو صدا میکنی و حس میکنی چقدر دلت واست خودت تنگ شده
اونجاس ک میفهمی لحظه هاتو،حستو،پای چه کسایی دادی و الان اونا کجای زندگیتن ...
اونجاس که باید تنها تنها دستتو ب زانو بگیری و بلند شی و حداقل یه لحظه هایی و فقط و فقط واسه خودت زندگی کنی ...

تنها بودن تو ی لحظه هایی فقط یه چیزو ب آدم یاد میده... قوی بودن ...
دیدگاه ها (۹)

وقتی پا به این دنیا گذاشتیم به ما گفتند باید بازی کنید. گفتی...

آنجا که نباید آدم هارا به حال خودشان رها کنید"رها" می کنید.....

یک سلام و روز بخیربه عزیزای مهربونمیک سلام ازسرعشق ودوستی به...

چی کار میکنی اگه تو یه لحظه،به خودت بیای و ببینی وسط کویر زن...

رمان عشق تهیونگ به ا/ت پارت یک

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط