نگه دگر بسوی من چه میکنی؟
نگه دگر بسوی من چه میکنی؟
چو در رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریب ها
تو هم پی فریب من نشسته ای
به چشم خویش دیدم آنشب ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
تو فال خود به نام دیگری زدی
برو ... برو ... بسوی او ... مرا چه غم
تو آفتابی ... او زمین .... من آسمان
« فروغ »
چو در رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریب ها
تو هم پی فریب من نشسته ای
به چشم خویش دیدم آنشب ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
تو فال خود به نام دیگری زدی
برو ... برو ... بسوی او ... مرا چه غم
تو آفتابی ... او زمین .... من آسمان
« فروغ »
- ۱.۴k
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط