پارت

پارت ۱۱
داشتیم می رفتیم در رومون بسته شد .
اسی- خاک تو اون فرق سرمون چرا داد زدیم بیدار شد‌
جسی بل-با ترس و لرز کی رو میگید؟
اما-راهبه رو میگیم‌.
یه دفعه جولیا رو پرت کرد سمت دیوار خدا رو شکر چیزیش نشد .
جسی بل با گریه تروخدا کارمون نداشته باش .
اسی - بپایید یه آجر داره میاد دوییدیم سمت دیوار نخوره بهمون
اما-ماهی طبق همون فیلمه بیا بریم.
اسی-خطرناکه
کامیلا-نجاتم بدید
دیدیم داره بکش بکش میبرتشو ولی هیچ کدوممون نمیدیدیم‌. که جسیکا و اسی و جسی بل رفتن دست کامیلا رو گرفتن هی به سمت خودشون میکشیدن ولی اون زورش بیشتر بود.
اما سریع رفت سمت اینه چون روش شو بلد بود( همزاد خودم هم اینجوری بودا) یه دفعه غیب شد و کامیلا آزاد شد و روی پاهایش داشت خون میومد که به کمک اسی جولیا آوردیم سمت خودشون و اما پیش اینه بود.که اسی گفت: اما نه نکن خطرناکه.اما به حرفاش گوش نمی داد و یه قدم جلو رفت ولی نبود دومی قدم رو رفت بازم خبری نبود سومی قدم رو رفت
.........
دیدگاه ها (۱۹)

پارت ۱۲اون چیزی که شما فکر میکنید نشد و اسی گفت اون چیزی که ...

پارت ۱۳شب از سقف صداهای وحشتناک میومد. امااز خواب بیدار شدم ...

پارت ۱۰غذا رو خوردیم اولین بار بود که اسی انقدر مهربون شده ب...

پارت نهمجلو خونه اکسو پیاده شدیم .بکی تا مارو دید امد طرفمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط