پارت

پارت ۲
جیمین :اوهععع تهیونگااا
تهیونگ :😁بله
جیمین :چرا به من نگفتی خره
تهیونگ: خب موقعیتش پیش نیومد
جنگکوک:چطوری بچم
ادمین:اینجا تهیونگ از دهنش پرید بیرون و گفت:
تهیونگ :هیچی ددی
ادمین:جنگکوک لپاش قرمز شد
شوگا :یه بوس نمیدی؟
جیمین:آخه الان ؟
شوگا :اوهومم دلم واسه مزه ی لبات تنگ شده
ادمین :دارن هم دیگه رو بوس میکنن تموم شد ادامشو میگم
ادمین:گوشی تهیونگ زنگ میخوره
تهیونگ : من یکی از دوستام حالش بد شده میرم پیشش
جنگکوک :میخوای منم بیام؟
تهیونگ :نه نمیخواد
جیمین : مراقب باش
شوگا :اگه چیزی شد بهمون بگو
تهیونگ :باشه ممنون، خداحافظ
صدای در اومد : تق تق تق
نامجون :سلام تهیونگاااا
تهیونگ: سلام جین کجاست ؟حالش خوبه؟؟؟
نامجون : نه تو اتاقه
ادمین : تهیونگ می‌ره تو اتاق و از چیزی که دید شوکه میشه
دیدگاه ها (۰)

اصکی ممنوع❌❌

پارت (۱)ادمین:شوگا (دوست پسر جیمین) اون روز به همراه دوست صم...

زندگی شیرین

swim with me 👅𝑷𝑻 2#swim_with_me هویج: هوسوک فاکی زیر لب گفت ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط