بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست نود یک🍷🔪

پری رو می‌گفت!
می‌گفت حالش بد میشه ..

دندونام و به هم سابیدم
برگه رو آورد جلو

+عملش نمیکنن بدون رضایت شما

ناچار بودم

خوردکار و گرفتم و امضا زدم
ولی دلم به این کار راضی نبود...

نگران بودم

رو پا بند نبودم

بردمش اتاق عمل

چند تا دکتر اومد و در اتاق بسته شد

پشت در وایساده بودم

کلافه موهام و چنگ میزدم و راه میرفتم

خدا خدا میکردم که بلایی سرش نیاد

اولین بار بود از خدا میخواستم چیزی

بچه ها!
بچه های که اون همه ذوق و شوق داشتیم براشون

چیشد که افتاد اصلا؟

زنده نمیموندن بچه ها
مطمعن بودم

خوب خوب بفرما دوپارت دیگ تقدیم نگاهتون🥺💕
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست نود دو🍷🔪نمبدونم چقدر منتظر بودم که ی...

آدامسمو با اون همه ي شیک بودنش بعد نیم ساعت زیر کفشم له می‌ک...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست نود🍷🔪رسیدیم بیمارستان نمیدونستم چیکا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هشتاد نه🍷🔪سریع رفتم خونهبه صدا کردنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط