رفتم خونه بابا بزرگم پیش آتیش نشسته بودم یهویی این خوشگل

رفتم خونه بابا بزرگم پیش آتیش نشسته بودم یهویی این خوشگل از پشتم در اومد😊
دیدگاه ها (۰)

وای ریدم-حاجی دختره بغل دستیم نازنین اینجوری بود که: دیشب رف...

حسی که از عموم دارم.... نه چیز

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

نگین و اوا

(یعنی نمی دونم مرده یا نه جنازه اش نیست ولی سم خورد)

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

سلام خوشگل ها🖤ببخشید چند روز نبودم هعییی الان 9 روز از فوت م...

بچه ها به خوام خدایی راستشو بگم روم نبود من 17 قرص خوردم ولی...

ای بابا این همه مسخرش کردیم آخرش خودی در اومد🤣

پشماممممتو اتاقم نشسته بودم یهو از حیاط صدای this and that ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط