{2} پارت
{2} پارت
ویو کوک:
بلاخره قرص پیدا شد .
یدونه بالا رفتمو سر وعضمو درست کردم
صد درصد تا برسم خوب میشم
سوار ماشین شدم ...
ترافیک لعنتی اه
× بلاخره رسیدم
# بالاخره اومدی کوک
× اره ببخشید دیر کردم
مستقیم رفتم سمت رختکن ، لباسامو در اوردم لباس مخصوص پوشیدم ، دستی رو پیشونیم کشیدم ، انگار گرم بود ، اما نباید کسی میفهمید حالم بده ، از رختکن بیرون اومدم . داد زدم شروع کنین
ویو تهیونگ :
بلاخره اومد ، عه چیشد
انگار لپتاب شارژ تموم کرده.
+ اه شما بی عرضه ها ، مگه بهتون نگفتم شارژ لپتاپ رو پر کنید .
اه
مشتی به میز کوبودنم یه جرعه از الکلم خوردم
ببخشید قربان الان شارژر میارم
+ خفه شو نیازی نیست ، مگه نگفتم پیداش کنید ، دارین چه غلطی میکنین پس
قول میدم تا یک ماه دیگه پیدا کنی -
نذاشتم حرفش تموم شه گفتم اگه تا یک ماه دیگه پیداش نکنید اخراجین
+ مگه پیدا کردن یه پسر که هر روز دارم میبینمش چقدر سخته
+ برو بیرون نمیخوام ببینمت
گوشیم زنگ میخوره ، بابا عه اصلا حوصله ندارم ولی از سر ناچاری جواب دادم
@( بابا وی)
@ دیدیش ؟ ( جدی)
+ نه
@ مگه نگفتم برو ببینش دختر به این خوبی برات پیدا کردم
اه صدای غر زدناش دیوونم کرده
+ بابا میفهمی میگم ازش خوشم نمیاد !
هعی اصرار نکنید
@ غلط کردی خوشت نیاد مگه دست تو عه
+ اه ساکت شو . اره دست منه به اندازه کافی امروز اعصابم خرابه تو مخم راه نرو
قطع کردم
دوباره زنگ زد
بلاکش کردم
صدای از پشت در اومد که میگفت قربان
ویو کوک:
بلاخره قرص پیدا شد .
یدونه بالا رفتمو سر وعضمو درست کردم
صد درصد تا برسم خوب میشم
سوار ماشین شدم ...
ترافیک لعنتی اه
× بلاخره رسیدم
# بالاخره اومدی کوک
× اره ببخشید دیر کردم
مستقیم رفتم سمت رختکن ، لباسامو در اوردم لباس مخصوص پوشیدم ، دستی رو پیشونیم کشیدم ، انگار گرم بود ، اما نباید کسی میفهمید حالم بده ، از رختکن بیرون اومدم . داد زدم شروع کنین
ویو تهیونگ :
بلاخره اومد ، عه چیشد
انگار لپتاب شارژ تموم کرده.
+ اه شما بی عرضه ها ، مگه بهتون نگفتم شارژ لپتاپ رو پر کنید .
اه
مشتی به میز کوبودنم یه جرعه از الکلم خوردم
ببخشید قربان الان شارژر میارم
+ خفه شو نیازی نیست ، مگه نگفتم پیداش کنید ، دارین چه غلطی میکنین پس
قول میدم تا یک ماه دیگه پیدا کنی -
نذاشتم حرفش تموم شه گفتم اگه تا یک ماه دیگه پیداش نکنید اخراجین
+ مگه پیدا کردن یه پسر که هر روز دارم میبینمش چقدر سخته
+ برو بیرون نمیخوام ببینمت
گوشیم زنگ میخوره ، بابا عه اصلا حوصله ندارم ولی از سر ناچاری جواب دادم
@( بابا وی)
@ دیدیش ؟ ( جدی)
+ نه
@ مگه نگفتم برو ببینش دختر به این خوبی برات پیدا کردم
اه صدای غر زدناش دیوونم کرده
+ بابا میفهمی میگم ازش خوشم نمیاد !
هعی اصرار نکنید
@ غلط کردی خوشت نیاد مگه دست تو عه
+ اه ساکت شو . اره دست منه به اندازه کافی امروز اعصابم خرابه تو مخم راه نرو
قطع کردم
دوباره زنگ زد
بلاکش کردم
صدای از پشت در اومد که میگفت قربان
- ۱۸۰
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط