مادرم میگفت:

مادرم میگفت:
به دیوار تکیه کن،
ولی به مردها ، نه ...!
که دیوار اگر پشتت را خالی کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولی اگر مردی رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنی که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنی فاجعه...!
فاجعه زنیست که از دلداده گی ترسیده..!
دیدگاه ها (۱)

"وتو کـاش می دانستیﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺕ...ﺩﻧﯿـاﯼ ﻣـن ﺍﺳﺖ...ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ......

ثمره عمر آدمی یک نفس استو آن نفس از برای یک همنفس استگر نفسی...

آدم های مهربان از سر احتیاج مهربان نیستند آنها دنیا را کوچکت...

وقتی یکی را دوست دارید،آرزوھایتان آرزوھای اوست.وقتی یکی را د...

Custom bride part : 7

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه ...!که دیوار ...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه ...!که دیوار ...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه ...!که دیوار ...

.مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه ...!که دیوار...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه ...!که دیوار ...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها، نه ...!که دیوار ا...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها، نه ...!که دیوار ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط