ادامه پارت
ادامه پارت۳🌸🌸
می یون-مین هو این کفشا رو ببین
من-اوهوم قشنگه
می یون-همین؟اوهوم قشنگه ؟
من-اره دیگع چی بگم؟
می یون-بی احساس دختره تا این سن بی اف که نداشته بست فرندشم که من و
اون ماری بدبختیم پدر تمام پسرایی که بهش ریکوئس دوستی دادنم در آورد تازه
خواستگاراخواستگاراشم که دیگه نگو همین چند وقت پیش یکی اومد
خواستگاریش پدرشو در آورد ای خدا چرا اخه اینکارا چیه دختر خوب هوم؟
من-وای چته مث دارکوب یه بند میگی میگی میگیخب
هیچ کدومشون جذاب نبودن من یه شوهر جذاب و صد البته ایدل میخوام البته
اگه عشق باشه ایدل نبود نبود والاااا
می یون-خدایا یه عقلی به این بده
من-تو خوبی تو عقل داری یه این زودی خودتو گرفتار کردی!
می یون-من سانگ ته رو دوست دارم با اینکه پسر عموم ولی دوستش دارم
من-خره امروز زنش میشی اونوقت هنوز میگی پسر عمو وای شت خداااا از دست
این شت
میلیون خیلی دختر خوشگل و نازی قراره با سانگ ته پان پسر عموش عروسی کنه
امروزم اومدیم خرید واسه مراسم که اخر همین ماهه
_______
#تهیونگ
اخ چقدر خسته شدم
من-جیمین جیمین جیمینا
جیمین-بله بله
من-بیا کمک کن پاشم خسته ام
جیمین-الهی نمیری بیفتی رو دستم اونوقت تو اعلامیه مینویسن جوان ناکام کیم
تهیونگ
بهش یه چشم غره ای رفتم و کامل دهنش رو مهرو بوم کردم من و کوکی و
جیمین جز مکنه لاینیم از اون روزی که جین رفت به کمپانی دختر مورد علاقه اش
رو معرفی کرد یکم ازش دور شدم نه زیاد اما یکم اونم وقتی فهمید خیلی ناراحت
شد و خواست با دختره کات کنه ولی من درمورد دختره کلی تحقیق کردم و
فهمیدم دختره خوبیه خودم دوباره اشتیشون دادم حتی وقتی میخواستم با دختره
حرف بزنم چندشم میشد اینقدر سردی تو صدام بود دختره ترسیده بود رنگش
پریده بود وقتی سرد میشدممینسو از اتاقم میرفت بیرون میگفت داری وحشی
میشی خفه شو ته تو نباید درباره اون دختره خیانت کار فک کنی اون حبیبه بچه
هاشم رحم نداره حواست باشه تو انتقام میگیری از همه شون از
همه همشون از همه شون (این اخری رو با داد گفت)
آخيش خالی شدم باید برم خونه یکم استراحت کنم و طراحی این یارو رو بررسی
کنم
______________
#پارت۳
#BTS
#chimi
@828682
می یون-مین هو این کفشا رو ببین
من-اوهوم قشنگه
می یون-همین؟اوهوم قشنگه ؟
من-اره دیگع چی بگم؟
می یون-بی احساس دختره تا این سن بی اف که نداشته بست فرندشم که من و
اون ماری بدبختیم پدر تمام پسرایی که بهش ریکوئس دوستی دادنم در آورد تازه
خواستگاراخواستگاراشم که دیگه نگو همین چند وقت پیش یکی اومد
خواستگاریش پدرشو در آورد ای خدا چرا اخه اینکارا چیه دختر خوب هوم؟
من-وای چته مث دارکوب یه بند میگی میگی میگیخب
هیچ کدومشون جذاب نبودن من یه شوهر جذاب و صد البته ایدل میخوام البته
اگه عشق باشه ایدل نبود نبود والاااا
می یون-خدایا یه عقلی به این بده
من-تو خوبی تو عقل داری یه این زودی خودتو گرفتار کردی!
می یون-من سانگ ته رو دوست دارم با اینکه پسر عموم ولی دوستش دارم
من-خره امروز زنش میشی اونوقت هنوز میگی پسر عمو وای شت خداااا از دست
این شت
میلیون خیلی دختر خوشگل و نازی قراره با سانگ ته پان پسر عموش عروسی کنه
امروزم اومدیم خرید واسه مراسم که اخر همین ماهه
_______
#تهیونگ
اخ چقدر خسته شدم
من-جیمین جیمین جیمینا
جیمین-بله بله
من-بیا کمک کن پاشم خسته ام
جیمین-الهی نمیری بیفتی رو دستم اونوقت تو اعلامیه مینویسن جوان ناکام کیم
تهیونگ
بهش یه چشم غره ای رفتم و کامل دهنش رو مهرو بوم کردم من و کوکی و
جیمین جز مکنه لاینیم از اون روزی که جین رفت به کمپانی دختر مورد علاقه اش
رو معرفی کرد یکم ازش دور شدم نه زیاد اما یکم اونم وقتی فهمید خیلی ناراحت
شد و خواست با دختره کات کنه ولی من درمورد دختره کلی تحقیق کردم و
فهمیدم دختره خوبیه خودم دوباره اشتیشون دادم حتی وقتی میخواستم با دختره
حرف بزنم چندشم میشد اینقدر سردی تو صدام بود دختره ترسیده بود رنگش
پریده بود وقتی سرد میشدممینسو از اتاقم میرفت بیرون میگفت داری وحشی
میشی خفه شو ته تو نباید درباره اون دختره خیانت کار فک کنی اون حبیبه بچه
هاشم رحم نداره حواست باشه تو انتقام میگیری از همه شون از
همه همشون از همه شون (این اخری رو با داد گفت)
آخيش خالی شدم باید برم خونه یکم استراحت کنم و طراحی این یارو رو بررسی
کنم
______________
#پارت۳
#BTS
#chimi
@828682
- ۱۱.۴k
- ۱۹ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط