گر نبود خنگ مطلی لگام ، زد بتوان بر قدم خویش گام

گر نبود خنگ مطلی لگام ، زد بتوان بر قدم خویش گام

ور نبود مشربه از زر ناب ، با دو کف دست توان خورد آب

ور نبود بر سر خوان آن و این هم بتوان ساخت به نان جوین

ور نبود جامه‌ی اطلس تو را ، دلق کهن ساتر تن بس تو را

شانه‌ی عاج ار نبود بهر ریش شانه توان کرد به انگشت خویش

جمله که بینی همه دارد عوض در عوضش گشته میسر غرض

آنچه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است ، غنیمت شمار...

(شیخ بهائی)
دیدگاه ها (۱)

ور نبود خنگ مطلا لگام

گر نبود خنگ مطلا لگام.........       .........زد بتوان بر قد...

گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن

یزدان درویشی شاعر بروجردی

♨️نیروهای مسلح یمن کنترل روستاهای تتر، الجرین و عساب را به د...

˖𓂃ᡴꪫ⌯از وقتی به کمِ خودم دل بستم،زیادِ هیچ‌کس چشمم رو نگرفت☕

♦️رابرت پیپ: پیاده‌سازی تفنگداران دریایی آمریکا در یکی از جز...

روز دختر مبارک تویی که یه تنه برای رویاهات میجنگی مبارک تویی...

خیلی چیزا بینشون هست و خودشون متوجه نیستن :)!

enemies to love . . !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط