بی تو شیرین شور فرهادش نبود
بی تو شیرین شور فرهادش نبود
بیستون را ترس، فریادش نبود
می به جام لیلی و مجنون نبود
ختم شعری وصلت میمون نبود
آمدی ، چینش نمودی واژه را
خود نوشتی شعر عشق تازه را
گرمی آغوش تو درمان نمود
سردی دستان و اندام خمود
با نگاهت اطلسی جانی گرفت
زندگی آهنگ عرفانی گرفت
کوچه با عطر تنت مستانه شد
قلب من فارغ ز صد افسانه شد
بیستون را ترس، فریادش نبود
می به جام لیلی و مجنون نبود
ختم شعری وصلت میمون نبود
آمدی ، چینش نمودی واژه را
خود نوشتی شعر عشق تازه را
گرمی آغوش تو درمان نمود
سردی دستان و اندام خمود
با نگاهت اطلسی جانی گرفت
زندگی آهنگ عرفانی گرفت
کوچه با عطر تنت مستانه شد
قلب من فارغ ز صد افسانه شد
- ۴۸۲
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط