شب فراق کِه داند، که تا سحر چند است؟

شب فراق کِه داند، که تا سحر چند است؟
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

گرفتم از غم دل ،راه بوستان گیرم
کدام سرو ،به بالایِ دوست مانند است

پیام من که رساند به یارِ مِهرگُسل
که برشکستی و ما را، هنوز پیوند است

قسم به جان تو گفتن ،طریق عزّت نیست
به خاک پای تو وان هم، عظیم سوگند است

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است...

#سعدی
دیدگاه ها (۲)

شب فراق .. .شب فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به ...

628شب #فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق...

که با شکستنِ پیمان و برگرفتنِ دل هنوز دیده به دیدارت آرزومند...

شب فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق درب...

لاجرم بر دل نشیند...

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در...

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در...

شب فراق نداند که تاسحرچنداستمگرکسی که به زندان عشق دربنداستگ...

‌قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیستبه خاک پای تو وان هم عظیم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط