تــو را نوشتــن

تــو را نوشتــن
هنــر شاعرےنمے خواهــد
تــو خودِ شعــرے
که جــارے میشــوے
میــان کلامــم
گرچه با نامهربانیــت گاهــے
مچــاله میشــوےمیان خشمهایــم
ولـے بــاز باران
مینویســد تــو را
روےِ این خشــم کاغــذے
چــون آهنگـے غم انگیــز
براےنواختــنِ قصــه ے
رویــاے خـیـ ــ ـسِ مـ ــ ـن
دیدگاه ها (۱)

دلــــ ـــم گرفتــهدلـــــــــــــم عجیـــب گرفتــــــ ـــــ...

اخرین درسی که تو به من یاد دادی درس خوبی بودش..اینکه خوبی به...

باز باران الفبا...میزند برخاطرما... داستان آب وبابا...از برا...

من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم چشمه آرزو های من و تو ...

صدای گام های تو.......ضربان زندگی من است...با من راه بیا.......

زندگی وما... خدایاااااااااااااااا................. کَم آوَر...

درخواستی تهیونگ موضوع : اسلاید دوم پارت اولباران پاییزی با ق...

ســـــــــــــــلامـــــــــــــ به همتون:) دوستان دوباره ذک...

ســـــــــــــــلامـــــــــــــ به همتون:) بالاخره آزاد شدم...

در دل کوهستان سربرآورده ابرهای همیشه‌ای، روستای کوچکی به نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط