عطرسگبیاهمیت
#عطر_سگ_بی_اهمیت
#پارت۵
(سونگمین- بنگچان+)
<از زبون سونگمین>
آب دهنم رو قورت دادم و بالاخره دهنم باز کردم
احساس میکردم دیگه دستوراتت مغزم دست خودم نبود
-چان،راستش
به تعجب بهم نگاه کرد
مکث کردم
+چی شده؟ میتونی بگی
-نمیدونم بگم ازم متنفر میشی یا..
+سونگمین ما مثل خانواده میمونیم چرا باید ازت متنفر بشم؟ هرچی هست بگو میشنوم
-اگه بگم عاشقت شدم چیکار میکنی؟
چشماشش گرد شد
کمی گونش سرخ شد
داغی صورت خودمم احساس میکردم
+میتونی دوباره تکرار کنی؟
-همونی که شنیدی
+ن.نه فک کنم اشتباه شنیدم
-اگه بگم عاشقت شدم چیکار میکنی؟
دوباره چیزی نگفت
-حدس میزدم
-میتونی حرفم رو نداده بگیری،شاید نباید دربارش صحبت میکردم
یه دفعه احساس گرما و تپش قلب کردم
چان بغلم کرده بود و سرم رو گذاشته بود روی قلبش
+تو هم همین حس رو داشتی؟
صداش دوباره لطیف کرده بود
منظورش چی بود؟
یعنی اونم همین حس رو بهم داشت؟
واقعا فکر میکردم ۹۹ درصد قرار ازم متنفر بشه
فک نمیکردم حسمون یکی باشه
شروع کرد به نوازش کردن موهام
+همیشه حس میکردم اگه لو بدم خودمو جه اتفاقی بینمون میوفته،نمیخواستم هرگز از دستت بدم، برای همین همیشه نزدیکت میموندم ولی احساسم رو بیان نمیکردم تا دوستمیون به هم نخوره، ولی الان فهمیدم فقط باید بیانش میکردم فقط باید درباره قلبم میگفتم
-یعنی واقعا الان ازم متنفر نیستی؟
خندید
+چرا باید باشم؟ یکم فکر کن
راست میگفت همیشه هم وقتی اذیتش میکردم یا مسخره بازی سرش در میوردم میخندید و لبخند میزد ولی وقتی الان بغلم کرده و داره موهام رو ناز میکنه درباره عشقش صجبت میکنه معلومه
ورگرنه باید الان میچیوند و میرفت اتاقش
-واقعا فکر نمیکردم این حس دو نفره باشه
+منم ،منم اصلا روحم خبر نداشت اینجوری میشه اخرش ، ولی الان واقعا خوشحالم که متوجه شدم
خودمم بغلش کردم
-دوست دارم چانی
+من بیشتر
(زیادی قلبتون اکلیلی کردمم)
شرط
نداره هر وقت نوشتمش براتون میزارم
#پارت۵
(سونگمین- بنگچان+)
<از زبون سونگمین>
آب دهنم رو قورت دادم و بالاخره دهنم باز کردم
احساس میکردم دیگه دستوراتت مغزم دست خودم نبود
-چان،راستش
به تعجب بهم نگاه کرد
مکث کردم
+چی شده؟ میتونی بگی
-نمیدونم بگم ازم متنفر میشی یا..
+سونگمین ما مثل خانواده میمونیم چرا باید ازت متنفر بشم؟ هرچی هست بگو میشنوم
-اگه بگم عاشقت شدم چیکار میکنی؟
چشماشش گرد شد
کمی گونش سرخ شد
داغی صورت خودمم احساس میکردم
+میتونی دوباره تکرار کنی؟
-همونی که شنیدی
+ن.نه فک کنم اشتباه شنیدم
-اگه بگم عاشقت شدم چیکار میکنی؟
دوباره چیزی نگفت
-حدس میزدم
-میتونی حرفم رو نداده بگیری،شاید نباید دربارش صحبت میکردم
یه دفعه احساس گرما و تپش قلب کردم
چان بغلم کرده بود و سرم رو گذاشته بود روی قلبش
+تو هم همین حس رو داشتی؟
صداش دوباره لطیف کرده بود
منظورش چی بود؟
یعنی اونم همین حس رو بهم داشت؟
واقعا فکر میکردم ۹۹ درصد قرار ازم متنفر بشه
فک نمیکردم حسمون یکی باشه
شروع کرد به نوازش کردن موهام
+همیشه حس میکردم اگه لو بدم خودمو جه اتفاقی بینمون میوفته،نمیخواستم هرگز از دستت بدم، برای همین همیشه نزدیکت میموندم ولی احساسم رو بیان نمیکردم تا دوستمیون به هم نخوره، ولی الان فهمیدم فقط باید بیانش میکردم فقط باید درباره قلبم میگفتم
-یعنی واقعا الان ازم متنفر نیستی؟
خندید
+چرا باید باشم؟ یکم فکر کن
راست میگفت همیشه هم وقتی اذیتش میکردم یا مسخره بازی سرش در میوردم میخندید و لبخند میزد ولی وقتی الان بغلم کرده و داره موهام رو ناز میکنه درباره عشقش صجبت میکنه معلومه
ورگرنه باید الان میچیوند و میرفت اتاقش
-واقعا فکر نمیکردم این حس دو نفره باشه
+منم ،منم اصلا روحم خبر نداشت اینجوری میشه اخرش ، ولی الان واقعا خوشحالم که متوجه شدم
خودمم بغلش کردم
-دوست دارم چانی
+من بیشتر
(زیادی قلبتون اکلیلی کردمم)
شرط
نداره هر وقت نوشتمش براتون میزارم
- ۸.۶k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط