احتیاجی به مستی نیست

احتیاجی به مستی نیست
یک فنجان قهوه هم دیوانه ام می کند
وقتی میزبانم چشمان تو باشد …
دیدگاه ها (۰)

از خدا پرسیدندعزیزترین بندگان نزد توچه کسانی هستند؟خداوند لب...

کاش هر صبح، به دیدارِ تو،بیدار شدنتو دوا باشی و،با عشقِ تو ب...

صبح به خیرهای توبوی بهار می دهندتازه و دوست داشتنیسلام که می...

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪﺗﻤﺎ...

نتوانست فراموش کند مستی را هر کِ از دست تو یک قطره می ناب گر...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

وقتی گفت حرم چشماب نازت یاد شهریار افتادم که میگه:«نقاش غزل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط