فڪر ڪن یخ زده باشی و ڪسی"ها"نکند

فڪر ڪن یخ زده باشی و ڪسی"ها"نکند
هیچڪس در به تماشای غمت وا نڪند

آنڪه میگفت تو معنای من و عشق منی
لحظه ای هم شده از دور تماشا نڪند

درد از زاویه ی چشم ڪسی زیبا نیست
اشڪ را هیچڪسی پیش تو معنا نڪند...
دیدگاه ها (۰)

شهریار خیلی غمگین میگه:‹   یادم نمی‌کنی و ز یادم نمی‌روی    ...

• پشت‌ِهم شعر نوشتم کِ بخوانی، خواندی؟ بغض کردم که ببینی و ب...

آمدنت رااستخاره کرده امخوب آمد!همیشه خوب می آیداما توخوب منن...

● شب است و زنی با سوزن دلتنگی، حسرت های نخ نما شده اش را بر ...

spanish girl:25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط